خواهر شوهرن بدون اینکه نظر منو همسرم بپرسه پیله که با بچه ۱ ماهش و مادر شوهرش بریم مشهد.
همسرم گفت ما قبلا مشهد رفتیم میخایم بریم شمال
گفت خوب از مشهذ بریم شمال
بعد همسرم گفت که خواهرم ما میدونی ماشینمون وانته و ما نمیتونیم بیایم ۸۰۰ کیلومتر رانندگی کنیم سخته برین خوش بگذره
برداشته گفته خوب ماشین مادر زنتو بگیر این یک هفته!!!😐
همسرم گفت نمیشه و خودش احتیاج داره و زشته
گفت اهان فکر کردم با مادرزنت راحتی!همسرم گفت راحت هستم ولی دلیل نمیشه ماشینش بگیرم و ما نمیایم
به خانم برخورده ما نمیایم و ناراحتم شده ! خدا میدونه پشت سر منم حرف میزنع میگه زنش تو گوش برادرمون خونده نیایم