و به شدت از این مهربونیای بیش از حد متنفرم ...
نصف دعوا های من و مامانم سر این مهربونیای بیش از اندازه شه و نگرانیای الکی ...
این کار رو نکن سرطان میگیری ،اون کار رو نکن فلان میشه و ...
حالا جدیدا سر همسایه ای که از بعد از عید رو اعصابم رفته بود و نمیذاشت به کارام برسم و یه سری ماجراهای دارک برام درست کرده بود ،در این حد سر بسته بگم که رفتاراش برام دردسر درست کرده بود و صاحب خونه ام در ازای رفتارای اون به من میگفت تو تنهایی و تهدیدای عجیب و غریب کرده بود من رو و برای خانواده ام فرستاد !به خاطر اینکه گفتم آب گرم میخوام فقط ...
حالا مادر من برگشته میگه چقدر قدر نشناسی سلام نمیکنی و نمیری دم در 😂یادش رفته من سر امتحانام با چه استرسی میرفتم ،دوستم میومد من رو میبرد و میرسوند ،آدم کینه ای نیستم ولی اون روزای مزخرفم نمیتونم از یاد ببرم !حالا هر لطفیم داشته قبلا به ازاش براش از سمت مادرم جبران کردما ،فکر نکنید نکردم ...شاید چند برابر ...بدم از این مهربونیای الکی میاد ...بدم از تظاهر میاد ...