امان از مامان من
چه جاهایی که همه مادرا پشت دخترشون بودن
پشتمو خالی کرد
چه جاهایی که مانع خوشحال بودنم شد
و چه حالا که تبدیل شده به مانعی بزرگ برای رسیدن به رویاهام
چرا ؟ چون دلش نمیخاد موفقیت منو ببینه
چون میخاد منو پایین نگهداره که بتونه سوارم شه
من خیلی مواقع گریه کردم
خیلی غصه ها خوردم
ولی دیگه نه ٫ گاهی دلم میگیره
ولی دیگه نمیزارم زندگیمو خراب کنه ٫ انقدر موفق میشم٫ انقد بالامیرم ٫ انقدر خوشبخت میشم که حسرت بخوره