عزیزم سعی کنید اجباری نکنید
چند روز اصلا کاریش نداشته باشید انرژی شو تخلیه کنه..بعد با هم برید کتابخونه کتابهای بچگانه بگیرید یا از کتابفروشی به بهانه لوازم التحریر مهر یکی دو تا کتاب قصه که خطش درشته و دلخواهشه بگیرید...تو اوقات بیماری و چند بار در روز بشینید با اشتیاق بخونید...یه سطر شما یه سطر اون...بچگی کنید باهاش اصلا غلط بخونید بعضی کلمه ها رو ولی بعداً با کمک هم درستش کنید...قرار نیست به کتاب کمک درسی بگیریم خودمونو راحت کنیم...مطمعنا بچه ها چهارچوب رو دوست ندارن...دختر منم امسال میره دوم...تعداد زیادی کتاب داستان با هم خوندیم
الان دیگه یه صفحه اون میخونه یه صفحه من...
از نت درسهای اول تا حدودا دهم فارسی رو با هم خوندیم مثل داستان...
فقط میگم باید حالت بازی و سرگرمی داشته باشه...مثلاً از کلمات سخت بهم املا میگیم ده تا ...بعد تصحیح میکنیم و من بیشتر غلط دارم و اونم ذوق میکنه وقتی غلطامو میگیره
ببینید با دو سه بار خواندن یه متن و گوش کردنش راه میوفته فقط نیاز به تمرین و بازی و جایزه داره...
نه اینکه تکلیف بخایید و زور بگید...
من خودم واقعا مادر بی حوصله ای هستم ولی روزی نیم ساعت کتاب کودکانه خواندن و مرور کلمات سختش کار سختی نیست...الان بزنید تا کلمات سخت دوم رو میاره...
مثلاً بهش بگید به نظرت من این کلمه رو درست نوشتم...برید دنبال صحیح اون کلمه بگردید ...بازم میگم بچه ها از تکلیف فراری هستن ولی در قالب بازی خودشونم علاقمند میشن و کم کم روانخوانی و نوشتنشون بهتر میشه...