دوران مجردیام و چندین سال پیش با یه پسری تو رابطه بودیم بخدا خیلیم اصلا طول نکشید شاید یکی دوماه اون خرم اباد بود و رفیق پسرخالم بود ، پسرخالمم چن ساله ک بخاطر کار و بارش هس اونجا و با این پسر از قدیم رفیقن
من بعد ازدواجم خط و همه چیزمو عوض کردم ، دیشب دیروقت بود از خستگی زیاد اصنگوشیمم چک نکردم همینطور خوابم برد تا صب ساعت ۹ ، شبش این پسره حالابعد چندین سال شمارمو صددرصد از پسرخالم گرفته و واسه کرم ریزی پیام داده بود و پسرخالمم خودم باهاش حرفی نمیزنم اما شمارمو حتما تو گوشی دخترخالم و یاخالم دیده و سیو کرده ، صب بیدار شدم شوهرم خونه نبود خواستم پیام بفرستم براش دیدم این پسره پیام داده چنتا پشت سر همدیگم و با لهجه ی خودش و کمی امفارسی قاطیش و پیاما خونده شده بود و کسی جز شوهرم پیشم نبود و ب گوشیم دسترسی نداره ، هیچی ب روم نیاورده بود حتی بعدش ک بهش زنگ زدم چیزی نگف اما برگشت خونه یکی دوساعت پیش بهم گف و منم جریانو گفتم اونم گف از اولشم بت گفتم کاری ب گذشتت ندارم اما الان ک زن منی ک از حتی گذشتتم بخواد مزاحمت برات ایجاد کنه اروم واینمیسم حالام شمارشو برداشته و نمیدونم داره چیکار میکنه و چیکار کرده و من کلا بلاکش کردم ، فقط میترسم شر بدی بشه شبممهمون دارم حوصله هیچی ندارم🤦🏼♀️