یک ماهی میشد همدیگه رو ندیدیم...
شوهرم زنگ زد به باباش گفت ما بیایم یه سر اونجا..(بعد شام همیشه میریم تا دعوت نکنن برای غذا نمیریم)
باباش خیلی رک گفت داریم میریم باغ! شوهرم گف کی؟ گفت همین الان میخوایم راه بیوفتیم
در حد یک ساعت نموندن که ما بریم اونجا ...
باغ که میرن چند روزی میمونن
ظبیعیه؟ شما بودین ناراحت نمیشدین؟