2777
2789
عنوان

دیشب خواستیم بریم خونه پدر شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 998 بازدید | 48 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من مامانم دیروز تازه زنگ زدم گفتم جمعه بیام خونت چون دخترم یسره خونس شوهرم سرکاره ک بازی کنه یکم اونجا قشنگ زنگ زد الکی خودمو بهونه کرد بارداری از پله ها میفتی نیا ،ناراحت شدم ب روشون نیاوردم 

لطفا ی صلوات یا حمد برای برآورده شدن حاجتم مهمونم کن🥲ممنونم دوست خوبم❤️دخترم تمام زندگیم🤗 ممنون میشم هم نظر نیستی ریپ نزنی 🥰

خب داشتن میرفتن ، برای چی باید کنسل کنن 😐 خودتو بذار جاشون ، آماده شدی بری بیرون همه چی آماده برنامه ریزی هم کردی ، بعد زنگ بزنن بگن می خوایم بیایم ، اتفاقا خوب کاری کردن رک گفدن تو هم رک باش تو زندگیت 

تا خدا هست زندگی باید کرد 💗

بخوایی بری خونه بابای خودت اینو میگه واکنش خودت چیه ؟

چون اینجوری نیستن ناراحت شدم

با روی گشاده استقبال میکنن مگه اینکه کار واجبی داشته باشن...باغ که تفریحه یکساعت اینور اونور نداره

هرکسی بوسه ستاند ز لب یار کسی...بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند

والا شما پیش از اینکه برین،باید بهشون زنگ بزنین،شاید برنامه ای داشته باشن...بعضیا زیاد از حد رو رفتار خانواده شوهر حساسن،و هر کاری که میکنن رو به یه جور بد تلقی میکنن.کار شماست که اشتباهه.یکم درک میخواد فقط😂🫶

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز