2777
2789

خانواده همسر شما هم چون پیششون هستین انتظارت غیر منطقی دارن ازتون مثلا وقتی مهمان دارن یا دختراشون میان خونشون انتظار دارن شماهام باشید اگه دوست نداشته باشید برین بعد چند روز شما زو دیدن قیافه گرفتن براتون عکس عملتون چیه 

من همسایه مادرشوهرمم جاریمم هست 

نه مادرشوهر بهمون چیزی نمیگه ما خودمون میریم کاراشو میرسیم 

دعا کنید هروقت خواستیم بچه دارشیم سالم باشه دختر باشه منو شوهرم میمیریم برای دختر🥹🥹🥹

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

من نبودم ولی اینو میدونم از همون اول هرطور رفتار کردی باید تا آخرش همون کارو کنی

فقط 33 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
بگو که نیستی فقط خدای جانمازها❤بگو که چاره سازی و خدای چاره سازها❤بگو که نیستی فقط خدای در سجودها❤تو در قیام سروها،تو در خروش رودها❤تو در هوای باغ ها،میان شاه توت ها❤تو بر لب قنات ها،تو در دل قنوت ها❤خدای من،چه بی خبر قدم زدم کنار تو❤رفیق من،چه دیر آمدم سر قرار تو❤قرار من،قرار لحظه های بی قرار من❤خدای من،یگانه ی همیشه در کنار من❤❤

ما یه حاییم یه ساختمونیم. نه نمیرم. قطع ارتباطیم چون دعوا کردیم. و مقصر مادرش بود شوهرم هم نمیره خونشون پایین

گاهی خدا آنقدر صدایت را دوست دارد که سکوت میکند تا تو بار ها بگویی خدای من...       

آره همه اینجورین ، اما یکبار که شما نرین و بهونه بیارین دیگه سرد میشن‌ 

به جای اینکه اونا‌ قیافه بگیرن‌ ، شما زودتر بگیر 

همون اول انتظارات رو از خودت بیار پایین و فاصله‌ای رو باهاشون رعایت کن 

برا من همچی نیستن اما مهمونی گرفتنی میگن شمام بیاین اگ‌اوکی بودم میرم اگ‌ ن نمیرم پدرشوهرم ی مقدار خاله زنکه سریع میگ چرا نیومدی  میگم‌ پسرت گف نریم یا میگم خونم راحت ترم یا میگم‌ کمد دیواری رو داشتم تمیز میکردم

پشت تمام آرزوهایم خدا ایستاده است خدایا بابت همه چیزززززز بی نهایت شکر ب اندازه بزرگی خودت دوست دارم خداجونم   

عزیزم فکرکنم تازه عروس هستید یا جدیدا کنارهم ساکن شدید..اینهایی که فرمودید بله طبیعیه..دلخور هم شدن هیچ ری اکشنی نشون ندید بگذارید عادت کنن که زندگی هرکسی جداهست و اختیارش رو داره،ما هشت ساله پیش همیم اولاش این مسائل بود الان دیگه انتظارات بیجا تموم شده.

همیشه برای ماندن دلیل هست..وبرای رفتن بهانه..
چرا شما انقدر درگیر خانواده شوهر هستید اصلا براتون مهم نباشن حوصله دارید فکرتون مشغول اونا میکنید


والا کاراشون نداریم زندگیمونو میکنیم ولی اونا با پالس انرژی منفی و حسادت نقشه کشیدن سعی دارنآرامش زندگیو ازمون بگیرن همه دوست داریم درگیرشون نباشیم خودشون نمیذارن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز