مث پیرزنای ۶۰ سالم
رفته بودم بیرون پیاده
اینقدر پاهام درد گرفت مردم از پا درد
اینقدری ک تو خواب مینالیدم ک نصف شبی احساس کردم یکنفر پام رو ماساژ میده
بلند شدم دیدم خواهرمه یکم ک پام آروم شد گفتم برو بخواب ببخشی
صبش پرسیدم چیشد اومدی ماساژ دادی من صدات کردم؟
میگه ن اینقدر نالیدی گفتی آخ پام پام
ک اومدم 🥲
هیققق پیر شدم