قبول نکن یه بار که خواست بیاره بگو دارم میرم جایی مگه الکیه بچه ی مردمو نگه داری اومدیمو دست و پاش خورد جایی یه اتفاقی افتاد همون شوهرش که بهت میگه اجی پدرتو درمیاره
از این زنای بی مسئولیت که فقط از بچه داری اوردنشو بلدن بدم میاد بچه هاشونو ول میکنن خونه ی اینو اون افتخارشونم اینه بچه هاشون اصلا مادرشونو نمیبینن و کل روزشون خونه ی مردم ولن