دیروز دوس پسرم کلا نبود تا ۱۱ ک خودم زنگ زدم دیگه پ نداد تا ۳ ک فقط گف دارم میرم فلان جا و رفت
یعنی از ۴نبود تا ۸ک زنگش زدم گف کارم تموم شده مبرم خونه رسیدم پ میدم
بعد مسیر چهل دقیقه بود این از ۸رفت تا ده ونیم شد دیدم خبر نداد زنگش زدم گفت تازه رسیدم و بهانه آورد جلو نگهبانی الاف شدم و ازین چیزا
چون سرکارش خونه داره بعد گف لباس عوض کنم پ بدم از ده و نیم رفتنت تا ۱۱ونیم پیام داد گف رفتم پیش نگهبانی ک دوستمه یسر
خلاصه از۱۱ونیم پیام دادیم تا۱۲ ک هی میگفت خسته ام خیلی و میخاس بخابه گفتم خو بخاب دوازده ده دقیقه بود یهو گف الان میام برم ببینم صدا چیه از محوطه میاد برم ب نگهبان بگم مراقب باشه از دوازده رف تا دوازده ۴۰دقیقه اومد
ک دیگه من ناراحت شدم قهر کردم باهاش