دوساعت شهرامون فاصله داره
فردا شوهرم میاد شهر ما ک پسفردا جهازمو ببریم خونمون
قرار بود از طرف ما فقط منو مامانم و داداشم بریم خونه بچینیم
از طرف اونا مادرشوهرم و خواهر شوهرم بیان�🙏🏻
اما چتر روز پیش شوهرم سر طرز برگزاری مراسم و دعوت گیری مهمونا با خانوادش بحثشون میشه سر اینکه مراسم عروسی بلید تو شهر ما برگزار شه نه اونجا 🤏🏼
همه ایتا در حالیه ک ما حرفا و تصميماتمون رو اریبهشت خانوادگی جمع شدیم دور هم و گرفتیم و قرار شد چون عقد شهر اونا مراسم گرفتیم عروسی تو شهر ما باشه و اوناهم قبول کردن
ولی این ۲۰ روز اخری حرفشون عوض کردن 😵💫😵💫
و شوهرم بابت همین بحث کرده باهاسون
چون صفر تا صد هزینه مراسم با خودشه
اوناهم میخواستن زنگ بابای من بزنن سوهرم گفته بود اگر زنگی ب خانواده زنم زدین و آبروم بردین خودتون میدونید آتیش میز نم همه چیو 😬
حالا خودش میگه مامانم اینا رو من نمیارم خونم که بچینن و جهاز ببینن 😕🫸🏼
منم نگرانم بابت بحثی ک داشتن چشم بد منو برداشته باشن
با من سنگین باشن
البته اصلا سابقش نداریم تو این ۱ سال ک ب مشکل بخوریم با مادرشوهر و خواهر شوهرم رابطمون محترمانس
خودمم امشب زنگ زدم به مادرشوهرم ک فردا نگه عروسم زنگی نزد بگه جهازم آماده هس ی احترامی سرش گذاشته باسم
که در دسترس نبود
ی پستی هم صبحی اینستاگرام به خواهر شوهرم فرستادم همیشه در جواب.ی چیزی بغیر از لایک کردن میگفت
الان فقط لایک کرده
بنظرتون با این اوصاف
فردا زنگ بزنم در حد احوالپرسی یا نه ؟🫶🏻❤️