با همسرم همش تو اختلافیم، اخلاقمون جور در نمیاد ، مدام بحثمون میشه ، جدیدا قهرامون طولانی شده ،ازم فاصله گرفته و حس میکنم دوسم نداره دیگه ولی از نظر مالی تامینم میکنه ، اون میگه من دارم اذیتش میکنم چون بخاطر یسری اختلافا خیلی ازش دلشکسته شدم و کلا ارتباط با خانوادشو قطع کردم و اونم ناراحته ازین بابت ، ازینورم الان مثلا اومدم خونه ی پدرم که ببینم اگه جدا شم مبتونم اینجا بمونم یا نه ولی میبینم اینجا وضع بدتره ، مدام مامانم منو با بقیه مقایسه میکنه ، مدام گیر میده به همه چیم ، کلا خیلی رو مخه و چون شهرستانه خب یکم اینکه بتونم مجدد ازدواج کنم سخته چون خونه ی پدریم بزرگه ولی خیلی کهنه س ، پدرم یه آدم داغون و بداخلاقیه که اتاقش بوی گه میده چون نمیزاره تمیزش کنیم و خودشم به طرز شدیدی کثیفه و آدم حالش بهم میخوره از وضعیتش و واقعا یکی بیاد این پدر مادرو ببینه یا حتی تحقیق هم بکنه فرار میکنه و چون اینجا شهرستانه فرصت شغلی هم ندارم ولی توی کرج حداقلش اینه که فرصت شغلی زیاده و توی خونم میتونم دوره خیاطیمو تموم کنم و به درامد برسم
توی جفتشم از نظر محبت و دریافت عشق و توجه توی کمبودم ولی حداقل خونه ی همسرم موقعیت مالی و درامدیم بهتره
و اینکه بنظرم امید برای بهتر شدن همسرم هست ...