من مثلا دیروز رفته بودم خونش
دیوونس
پشت تلفن دعوا داشت با یکی میگفت بدبخت من یه جاهای زندگی کردم تو آرزو سفر به اونجا هارو داری(کلا یه ماه آنتالیا بوده)
بهم میگفت زینب(جاری کوچیکم) رو دیروز دیده تو خیابون بنده خدا سرکار بوده با مانتو اداری اینا(با یه قیافه و تیپ معمولی)رفته بهش سلام کرده اینم بدش اومده 😐😐 بهم گفت آبروم رو جلو دوستام برد
میگه اگه تو خیابون منو دیدین ماشینتون زیر ۲ میلیارد بود اروم بی سر صدا رد شین انگار منو ندیدین آبروم میره بفهمن شما از دوستای منید
میخوام به شوهرم بگم قطع رابطه کنبم با داداشش