بسکه بی ذات و حرومزادن😑
وایی من ی سری تو مترو بودم و مترو هم شلوغ
یه پسرع خپل ولی سنی نداشت شاید ی 20 سالش بود
پشت من وایستاده بود انگشتشو کرده بود تو باسن من
اول گفتم شاید برا شلوغیه بعد دیدم ن انگار عمدیه ب طور خشم نگاهش کردم دستشو برداشت
جامو عوض کردم و باز اومد پشتم
بعد دوبارع تکرار شد با اینکه من چااق نیستم نمیدونم چرا لینجوری ک
جرات نکردم جلو مردم حرفی بزنم خجالت کشیدم 🤦🏻♀️🤦🏻♀️😑😑
بعدش انقدر حالم بد بود باز یهوو یادم افتاد حرصی شدم 😑
کاااش زده بودم تو گوشش تخم حرومی رووووو
اشتباه کردم
ی نکته شما ام ک میبینی تو پیاده رویی تو کوچه ای از پشتت داره موتور میداا یا پشتتو بکن ب دیوار یا اینکع بشین بند کفشتو مثلا درست کن تا رد بشن