2777
2789
عنوان

شوهرم اسکله یا من اسکلم

| مشاهده متن کامل بحث + 887 بازدید | 47 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

تاپیک های قبلیم جسته گریخته خوندم...کاری به این ندارم که نامزدیه و آشنایی به اخلاق و خصوصیات همدیگه...

ولی ببین سعی کن از همین الان رگ خواب همسرتون پیدا کنی و رابطه و زندگیتو بسازی...


در مورد دوستت هم که رفتارش بچه گانه بود میتونی کلا بذاری کنار...باید شرایط بقیه رو هم در نظر گرفت و روحیه منعطف داشت...می‌تونستم خودشون برن ...وحی الهی که نبوده...بعدا هم بی ادبی کنن...


اما در مورد عشق سابقت...مطمعن باش حکمتی تو کار خدا بوده...چرا به این فکر نمیکنی که خدا نخواسته قسمت هم باشید...شما با عقل سلیم وارد زندگی همسرتون شدید و اون آقا هم با عقل و اراده رفته با یکی ازدواج کرده...

به این فکر کنید که هر کدوم از شما با هر خاطره و تجربه ای که تو گذشته داشتید الان صاحب یه زندگی دیگه هستید...آیا شما یا ایشون دوست دارید نامزدتان تو خیابان عشق سابقش سیر کنه...عشق اگه عشق واقعی بود تبدیل می‌شد به همسر...

پس لزومی ندارد یادگاریهای عشق قدیم رو نگه داریم و خاطره بافی و خیال‌پردازی کنیم... من ۴۶سالمه

زیبا بودم کارمند بودم...یه دنیا آرزو داشتم...وسط اینهمه آدم دلم به حال یکی از خواستگارام که تو اداره خودش منو دیده بود سوخت و با نادانی ازدواج کردم...بعدا دیدم دوست دختری داشته که شرایط اجتماعیش نامناسب بوده و خودش باهاش ازدواج نکرده بود...همسرم خودش می‌گفت که لنگه هم نبودیم...اما زنیکه یه عمر با وجود همسر و بچه دون میپاشیده و همسرم هم بی میل نبوده...به عمر رابطه عاطفی داشتن با هم...

ابرویی نداشت که بریزم...ولی زندگیم نابود شد...

ظاهراً دارم ادامه میدم ولی حالم از همسرم به هم میخوره...

میدونی چه جواب بهم داد...گفت بازیش میدادم چون اهلش بود...میبینی...اوج احساس یه مرد به عشق سابقش...

هم آرزوهای منو به باد داد...هم یه عمر بلاتکلیف بود و نمیدونست چند چنده...


برچسب به زندگیت...اون پسره اگه واقعا تو رو میخاست زمین و زمان و به هم می‌دوخت...نه اینکه بره با یکی دیگه نامزد بشه و نه دلش با تو و یادگاریت باشه...اون دختر هم هزار تا آرزو داره...

رفتارهای تو با نامزدت نشون از لجبازی و بلاتکلیفی داره...دل یکدله کن...بشین فکر کن...دلتو خونه تکونی کن...مردا مثل بچه ن میتونی اونطور که میخای زندگیتو بسازی...از هر حرف و شوخیش قصه نساز...اون انتخاب تو بوده...بشین فکر کن اگه قراره یه عمر با خاطرات یکی دیگه زندگی کنی و با دیدنش دلت بلرزه فکری به حال خودت کن قبل اینکه یه بچه ای هم به این دنیا اضافه کنی...






ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

لطفا بیاین

ژابیس | 58 ثانیه پیش

عکس پسر

shanax | 3 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز