این طرز فکر اشتباهه که بچه عصای دست پیری آدم بشه...چون اصلاً کاراییش این نیست...و بعدم هزار و یک اتفاقه شاید رفتن خارج از کشور...الان فامیل ما از زن اولش دو تا بچه داره اتفاقاً بچه که نه جای خواهر و برادرش هستن با پسرش همه اش ۱۹ سال و با دخترش همه اش ۲۱ سال تفاوت سن داره...اما از وقتی نوجوون بودن دیگه بچه هاش رو ندیده...حتی حاضر نیستن بهش زنگ بزنن و الانم خارجن عملاً انگار نیستن...از زن دومش هم دو تا دختر داره که واویلان...فقط میگن بابا تا نمردی خونه رو بزن به اسممون...کامیونت رو بزن به اسممون...خودش میگه به محض این که به اسمشون بزنم از خونه پرتم می کنن بیرون...پولاش رو می خوان خودش رو نه...فقط میگه از خدا می خوام مرگم یه روز تب باشه و یه روز مرگ چون به بچه هام امیدی نیست.
این جور نیست هر کی بچه داره حلوا حلواش کنن ممکنه اصلاً همه شون برن خارج از کشور و دیگه برنگردن...این همه پیرمرد پیرزن تو خونه های سالمندان مگه بی بچه هستن...آدم بهتره پشتوانه ی مطمئن تری داشته باشه.