حالا عذاب وجدان گرفتم . مامانم جگر از توی فریزر گذاشت بیرون و سهم منو بابام رو تیکه تیکه کردن که هروقت خواستیم درست کنیم
حالا نیم ساعت پیش من تازه از خواب بیدار شده بودم که بابام و مامانم اینا از بیرون اومدن خونه. سفره شام رو پهن کردن که بابام پنیر آوردن که با نون بخورن . مامانم گفتن سهم جگرت توی یخچاله برو درست کن بخور .بابام هم به من گفتن ولی من گفتم تازه بیدار شدم و حوصله ندارم .چندبار هم بنده خدا اصرار کرد ولی من محل ندادم
من خیلی وقته دیگه کنکوری نیستم.. لطفا تو تاپیکای مذهبی و چله تگم کنین😁خدای بزرگم،الهی قربونت برم میشه اول سلامتی و آسودگی مامان و ابجیامو ببینم بعد بمیرم؟ میشه مامانم سلامت و خوشحال باشه و آبجیمم بتونه راحت جدابشه و با بچه های نازش خوشحال و سالم زندگیشونو بکنن؟ تنها خواسته مهمم از خدا همینه🤍🥲الان که تااینجا خوندین، میشه برای شادی روح بابای تازه فوت شدم یدونه صلوات بفرستین؟مادرمون، حضرت زهرا نگهدارما و ایرانیا باشه🌟🤲
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
دیگه کاریه که شده الان فقط خودتو داری عذاب میدیعب نداره دیگه بهش فکر نکنولی از این به بعد ازت چیزی خ ...
اخه من هروقت هرچیزی میخوام واسم خیلی سریع آماده میشه
همین چندماه پیش توی دانشگاه حالم بهم خورد و دانشگاهم تا خونه حدودا ۲۰ ۲۵ کیلومتر فاصله داره . زنگ زدم بابام بنده خدا با اینکه تازه از سرکار اومده بود خونه اومدن دنبالم دم دانشگاه بعدم بردنم بیمارستان و یکی دوساعت اونجا علاف شدیم بعدم سریع پرتقال خریدن و آوردن خونه واسم آب پرتقال گرفتن . با اینکه روز مادر بود و از قبل برنامه ریختن بودن برن خونه مادر خودشون و تقریبا میشه گفت با بد شدن حال من یکهویی کل برنامه هاشون بهم خورد
من اونقدر صمیمی نیستم که بخوام بابامو بوس و بغل کنم وقتی هم که از خواب بیدار میشم کلا اخلاقم خوب نیس ...
عزیز دلم ببخشید این حرفو میزنم باباها یهو تموم میشن یهو میرن بدون اینکه بفهمی فقط به خودت میای میبینی نیستن.ممن بابامو تقریبا یکساله از دست دادم روزی هزار بار میگم کاش بود پاهاشو ماچ میکردم.گریه م دراومد