2777
2789
عنوان

به حرف بابام گوش نکردم

| مشاهده متن کامل بحث + 396 بازدید | 42 پست
عزیز دلم ببخشید این حرفو میزنم باباها یهو تموم میشن یهو میرن بدون اینکه بفهمی فقط به خودت میای میبین ...

اره منم خیلی نگران همینم 

میگم بنده خدا هرچی من میگم سریع انجام میدن 

کافیه حال من بد باشه هرکاری باشه انجام میدن . کلا برنامه های خودشون رو ‌میزارن کنار .

حتی بیرون شهر که میریم جایی باید باشه که من میگم حتی اگه کل خانواده مخالف باشن ولی بابام میگه دخترم خواسته مگه میشه بگم نه 

ولی من اینجوری رفتار میکنم 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اخه نمیدونی بابا چه نعمتیه...برکته رحمته عشقه جونه هر چی بگم کم گفتم

بابامو‌خیلی دوست دارم ‌.ولی هیچ وقت نمیتونم بیان کنم نه با اخلاقم نه با رفتارم . گاهی هم دلم واسش میسوزه که زحمت میکشه و من نمیتونم هیچ جوره جبران کنم. ولی خب 🥲

اخه نمیدونی بابا چه نعمتیه...برکته رحمته عشقه جونه هر چی بگم کم گفتم

چندساله پیش که من کلاس دوم یا سوم بودم تقریبا. با همکاراشون‌ هر هفته مهمونی داشتیم .دخترای همکارای پدرم همسن من بودن و نمیدونم چرا اون زمان باب شده بود که اونا کلاس میزاشتن ما گوشی لمسی داریم واسه خودمون .با اینکه میدونستیم گوشی اونا نیست یعنی خودمم میدونستم . بعد منم گوشی پدرم رو میگرفتم دستم که تازه بنده خدا خریده بودن. 

یک روز ما اسباب کشی کردیم خونه جدید و قرار شد خانما و بچه های همکارای بابام بیان خونه ما خونه نویی . بابام صبح تا شب میرفتن سرکار و گوشی هم طبیعتا میبردن 

اون شب من به بابام گفتم اگه فردا گوشی رو ببری با خودت اونا که بیان خونه ما میفهمن گوشی مال خودم نبوده 

پدرم هم گوشی رو بخاطر من گذاشت خونه و خودش رفت سرکار 🥲 از صبح تا شب بدون گوشی 

یعنی هراتفاقی هم واسش میوفتاد بیرون نمیتونست خبر بده 

فقط گذاشت که دل من خوش باشه 

بابامو‌خیلی دوست دارم ‌.ولی هیچ وقت نمیتونم بیان کنم نه با اخلاقم نه با رفتارم . گاهی هم دلم واسش می ...

عزیزم سعی خودتو بکن.قربون صدقه ش برو ...بوسش کن بغلش کن براش هدیه بخر سربه سرش بزار....من این اخریای بابام بهش میگفتم خوشگل کی بودی میگفت تو.باز میخواستم صداش کنم میگفتم خوشگله پسر میگفت بله خوشگله دختر

عزیزم سعی خودتو بکن.قربون صدقه ش برو ...بوسش کن بغلش کن براش هدیه بخر سربه سرش بزار....من این اخریای ...

میدونی خیلی زود دیر میشه 🥲 

البته منم میخواستم جگر رو درست کنم هاا ولی خب ده دقیقه دیرتر شد و بابام گفتن من سیر شدم با همین نون و پنیر 

جالبی دوروز دیگه میخوام با دوستام برم تفریح ، باز از فردا که بلند میشم‌ میگم بابا پول بده و کارتم رو شارژ کن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز