2777
2789

من به یه دختر علاقه مندم . این دختر بنظرم به من علاقه مند بود یعنی قبل اینکه بهش علاقه پیدا کنم اون به من علاقه مند بود مثلا توی خیابون که میدید منو یهو هول میشد انگاری میخواست فرار کنه یا یکی دوبار رفتم خونشون از اقوامه ولی خیلی کم خونشون رفتم  بهم زول میزد یبار نزدیک خونشون بودم خواستم وسیله ای ببرم مادرش رو توی راه دیدم و بهش زنگ زد که من دارم میرم خونشون و وقتی رسیدم رژ لبش رو معلوم بود تازه زده و قشنگ پخش نشده بهم سلام میکرد . قضیه از اینجا شروع شد که این دختر یه پسری توی محل یعنی یه پسر هولی بهتره بگم که ۱۵ سال ازش بزرگتر بود دیدش و ول کنش نبود تا بزور رفت خواستگاریش ولی آخرم خونواده دختر قبول نکردن داستان مال دوسال پیش همون موقع من داشتم استخدام میشدم یه بخشی و خبر دارم مادر دختره به دخترش گفت این خواستگار رو رد میکنیم عوضش با فلانی یعنی من هم قراره بره سر کار هم پسر خوبیه هم فامیل هست و همو میشناسیم با اون ازدواج میکنی خلاصه دل دخترش رو آورد سمت من ولی استخدامی من منتفی شد و مادر منم بعد چند ماه به یکی از خاله های دختر گفته بود که راستش ما میخواییم خواهرزادت و درست کنیم واس پسرم . خاله شنید و به اون یکی خواهرش گفت و رفتن دو نفری  با مادر دختر دعوا کردن و هم دختر و هم مادر رو نسبت به من دلزده کردن در صورتی که بخدا خودشون چراغ سبز نشون داد واقعا منو دختر در یه حد بودیم . خاله رفته گفته این پدرش معتاده و برادرشم اسکول تشییف داره حتما اینم مثل اوناست و کاری نیست  درصورتی که منو نزدیک ده سال ندیده حتی به چهره نمیشناسه منو ولی نشسته بررسیم کرده مثلا. دختره ۱۹ سالشه من ۲۳ . قبل اینکه رسمی بریم خواستگاری دلش رو زدن این قضایا رو تازه متوجه شدم من پارسال رفتم خواستگاری یعنی میخواستم یه جورایی قولش رو بگیرم ولی نمیدونستم قبلش دیدشون رو نسبت به من عوض وقتی مادر  رفت خواستگاری اون موقع داشتم ام دی اف یاد میگرفتم مادر دختر با حالت ناراحتی و عصبانی وار گفت نمیزارم دختر تا ۳۰ سالگی ازدواج کنه . دیگه دختره هم مثل قبل برخورد نکرد باهام دوبار هم واسطه فرستادم با خود دختره حرف زد دختره گفت میخوام درس بخونم و قصد ازدواج ندارم  واقعا به دختر علاقه داشتم الان نمیدونم چی پیش بیاد در ادامه قراره یه بخش خوبی هم استخدام شم درکنارش ام دی اف کاری رو هم دارم والان دیگه استاد شدم فقط از این ناراحتم که اصلا اون چیزی که اونا راجعبم فکر کردن من نبود بهم فرصت ندادن وگرنه بهشون ثابت میکردم که اصلا اینطور نیست ولی با این استخدام متوجه میشن چه فایده عزت نفسم از یین بردن . دلم یخورده باز درگیر دختر هست و میدونم مادر دختر میاد سمتمون نمیدونم چی بگم ولی بخدا دخترش میدونست من چطور پسری بودم عاشقم میشد نه اینکه طرد کنه این حرف رو از روی خود خواهی نمیگم بخدا به هر حال دیدم هم جنسای خودم رو میشناسم 

اگه قسمت هم باشین هیچکس نمیتونه بهم بزنه ان شاءالله یه بخت خوب نصیبت بشه.


آقا استارتر یه سوال فنی کابینت چی بزنیم خراب نشه سفید دوست دارم چون سرامیکا طوسیه براق هم باشه

عشق مختص حسین ابن علی ست🌺🌺🌺🌺

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اول سعی کن جایگاه شغلی و اجتماعی خوبی داشته باشی

حرفی برا زدن داشته باشی


بعدشم ما دخترا از پسرای پیگییر خوشمون میادد

پیگییرش باشش اگه انقد دوسش داری خصوصا اینکه حس میکنی قبلا بهت علاقه داشته

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز