من از روزی ک با شوهرم ازدواج کردم ی روز خوش ندیدم از مریضی بگیر تا مشکلات جسمی روحی خانوادگی اصلا خیلی عجیب کلی بد بیاری فلاکت ضرر و... شوهرم قبلا با ی دختری چت میکرد دوس دخترش بود یعنی قبل عقد من دختره هم بچه دختر عمه مادرم شوهرم باهاش کات کرد بعد چن ماه اومد خاستگاری من و عقد کردیم من اون موقع نمیدونستم دختره خودش ب خاله ام گفته بود ک من باهاش بودم و....
بعضیام مارو با دارو اشتباه گرفتن هر وقت بهمون احتیاج دارن میان سراغمون :)
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
از همون قدیم بودن افراد مومن و درستکار ک با دعاهای خوب خیلی از مشکلات مردم و مریضیارو با کمک دعاهای خوب و ایات قران حل میکردن اینها واسطه هستن و دعا خوب مینوسین نمیرن بخت ملتو ببندن
جن هیچ اجازه ای نداره اینکار ها رو انجام بدهمطمئنی خیالاتی نشدی؟ بعضی موقعا از تلقین هم هست
اخه من خیالاتی شدم شوهرمم صدای دوش آب شنیده فکر کرده من حمومم دیده بیرون نیومدم رفته نگاه کرده هیچکی تو حموم نبوده مادرمم رفته بود حموم گفت یکی انگار با لگد ب در حموم زده بعد اون دیگه میترسه تنهایی خونه ام بمون دخترمم میگفت ی سایه بزرک رد شده اخه فقط من حسش نکردم ک فکر کنم توهم زدم
بعضیام مارو با دارو اشتباه گرفتن هر وقت بهمون احتیاج دارن میان سراغمون :)
کبوتر بگیر اگه امکانشو داری تو تراس یا حیاط خونتون نگهداری کن اگه سفید باشه که چه بهتر.یدونه هم کافی ...
خونه مادرم خیلی کبوتر هست خودم جاشو ندارم متاسفانه همیشه پخش میکنم اخرین بار یادمه تو حاملگی با صدای بلند آیت الکرسی خوندم یهو ی چیزی انگار از رو کمد پرت شد خیلی صدای بدی داد تنها بودم از ترس رفتم زیر پتو قایم شدم بقیه اش تو دلم خوندم صبح ک شد دیدم هیچی نیوفتاده
بعضیام مارو با دارو اشتباه گرفتن هر وقت بهمون احتیاج دارن میان سراغمون :)
خود من ی مدت بود خواهر کوچیکم میترسید داستان برا حدود ۲۰ سال پیشه اصلا مدرسه نمیرفت و از مامانم جدا نمیشد ما به سر کتاب اعتقاد داریم وقتی برا ی مشکل و مریضی دلیل علمی پیدا نشه یه سر پیش کربلایی محلمون میرفتیم اقای مومن و خوبی بودن با زعفرون ایت الکرسی نوشت رو کاغذ گفت بندازید تو اب بدین بچه بخوره خواهرم همونو خورد دیگه ترسش تموم شد
بنظر من گناه نیست اگه بری پیش ملا یا حاج اقای مومنی که طبق روایات مفاتیح جنان و ایات قران برات دعا ب ...
نه اصلا این چیزایی ک دفن میکنن نمیده همونجا دعای قرآنی میخونه اره خودم حس میکنم گناه نیست میدونمم هیچ قدرتی بالاتر از خداوند نیست میگم اون دلش پاک تر از من جایگاه اش پیش خدا عزیزه شاید دعای اون قبول بشه
بعضیام مارو با دارو اشتباه گرفتن هر وقت بهمون احتیاج دارن میان سراغمون :)