عزیزم ممنون که برام کامنت گذاشتی ولی شرایط من فرق میکنه اونا الان بچه دارن شوهرم واقعا دوستش داره توی همه ی مراسما توی تعطیلات حتی مسافرت رفتن تو همه چی نصف نصف عمل میکنه امکان نداره یه شب در میون نره خونش
حتی بخاطر رسیدگی به اون خیلی وقتا با منو بچه هام بدرفتاری میکنه
الان سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم یه جور خیلی تلخی آرومم همه چی جلو چشام داره پیش میره ولی من هیچی نمیگم همش بخاطر بچه هامه
به خانواده ام که اگه بگم صد در صد طلاقمو میگیرن ازش چون بابام یه آدم فوق العاده حساسه اگه بفهمه یه ثانیه هم نمیذاره اینجا بمونم
خانواده ی اونم نمیتونن کاری کنن چون بچه داره فقط باعث میشه روش بازبشه و زنه رو بیاره تو خانواده اش اینجوری از موش و گربه بازیم راحت میشن