سلام برهمگی
شوهرم با پدرش تلفنی بحثشون شد شوهرم گفت مثل پدر زنم که همش بفکر بچهاش هست تو چرا بفکر ما نیستی؟
بعد آخرحرفهاشون شماره گفت گوشی و میدم خانمم باهاتون احوالپرسی کنه اونم گفت کاری با خانمت ندارمو خداحافظی کرد.
بعد شوهرم به من گفت تند باهاش حرف زدم ی زنگ بهش بزن باهاش حرف بزن گناه داره
منم زنگ زدم گفتم سلام وقتتون بخیر حالتون خوبه خداروشکر؟ یکدفعه پدر شوهرم گفت( سلام سیریم از محبت سرکار) بچها سه روزه این جمله شده مته تو مغزم خیلی بهم برخورده دارم دق میکنم من مثل بابام دوسش داشتم چرا اینجوری بهم گفت ؟؟😭😭😭