امضام رو بخونید متوجه میشین حالا بعد گذشت ماه های زیادی هم صحبت شدیم
کلی قسم و قرآن و مرگ عزیزاش رو قسم خوردن که اون خیانت نکرده و بعد اینکه کات کردم وارد رابطه دیگه ای شده
من فقط میخواستم یه فرصت بدم هرچند میدونستم نتیجش هیچه
از روزی که دوباره با هم حرف زدیم تقریبا همه چی خوب بود و هرروز میگفت کی میرسه روزی که دوباره همو ببینیم کاش این دوری زودتر تموم بشه و....
الان چند روزی میشه که بازم سرد شده بی دلیل نیست میدونم بازم سرگرم یکی شده(دیگه برام مهم نیست)همش میگه هیچی درست نمیشه تو به فکر خودت باش از این حرفا
من میخوام اینبار واقعا تمومش کنم اما یه حرفی بزنم یا کاری کنم که اونم آتیش به جونش بیفته
همونطوری که من به هیچ آدمی نمیتونم اعتماد کنم و اذیتم اونم یجوری اذیت بشه
بنظرتون چیکار کنم
لطفا لطفا نگید خب همینجوری تموم کن میخوام مشورت بگیرم چیکار کنم و بعدش تموم بشه...
الان یه پیام داده هنوز سین نزدم