2777
2789
عنوان

خانما ی توصیه خواهرانه بکنم

443 بازدید | 24 پست

تو را خدا حرص بیخود از دست شوهر و خانوادش یا خانواده خودتون یا همکار و ... نخورید. جز مریض کردن خودتون هیچی تهش نیست. گور پدر همشون کرده. 

حالا فهمیدم دوست نزدیکم ۳۲ سالشه سرطان سینه گرفته. به خدا همه مریضی ها از فکر و استرس و کورتیزول بالاست. مراقب خودتون باشید، ورزش کنید غذای سالم بخورید روحیه تون را شاد نگه دارید و از غصه و فکر دوری کنید. وقتی مریض بشید هیچ کس نمیاد بگه ببخشید ما بت بد کردیم که اینجور شدی. 

شوهرت بده ، خانواده شوهرت عوضی ان، به درک، تو به فکر خودت باش. نادیده بگیرشون 

همکار بد داری، خانواده ات سمی ان، فاصله بگیر. 

مراقب خودتون باشید خواهرا. زندگی خیلی کوتاهه. نذارید هر کس و نا کسی زندگی را بتون تلخ کنه. 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

مجردا چجوری فاصله بگیرن؟

ببین من خودم متاهلم و شوهرم خیلییییی رفتارای رو مخی داره. به خودم اومدم دیدم بعد عقد من انقدر غمگین و ساکت شدم و همش تو فکرم. ولی اون داره خوش زندگی میکنه بعد ازدواج با من کلی جوون تر شده. و تنها راهی که به ذهنم رسید اینه که به جای اینکه تمرکز کنم روی اون و رفتار و حرفاش، توجه ام را بذارم روی خودم. خودم را ببرم باشگاه و ورزش، ی کار هنری تو خونه بکنم، کتابای بخونم که باعث افزایش شفقت به خودم بشه. توام همین کار را بکن. انقدر درگیر خودت و دنیای خودت باش که اصلا وقت نکنی راجع به کاراشون فکر کنی.

ببین من خودم متاهلم و شوهرم خیلییییی رفتارای رو مخی داره. به خودم اومدم دیدم بعد عقد من انقدر غمگین ...

راستش دوباره میخوام شروع کنم برا کنکور اما هر بار موضوعی برا بحث درست میکنن اینجا چیکار کنم که بی اهمیت بشم 

خیلی تلاش میکنم که وارد بحث نشم ولی نمیتونم

گفتنش راحته 

کسی که مثل من هیچکسو نداره از ۶صبح تا ۱۲ باید کار کنه و درس بخونه مگه میتونه استرس نداشته باشه 

بعضیا حتی زندگی حتی فرصت زنانگی کردنم بهشون نمیده 

دوتا کاربری دارم برا وقتی که تعلیق شدم ممکنه جوابتونو با اون یکی کاربری بدم  ...اگر به حس ششم ف...ال و طلسم و دعا گرفتن و مولا و نفرین و کارماشو پس داد اعتقاد داری  لطفا منو ریپ نکن ...حس و شهود پایه هاش سسته...درست مثل تارهای عنکبوت ...در ضمن من بلد نیستم دلداری بدم  اگر بلد باشم راه حل میدم منتقد خوبیم هستم ...یه آدم معمولی که معمولی بودنشو پذیرفته 

راستش دوباره میخوام شروع کنم برا کنکور اما هر بار موضوعی برا بحث درست میکنن اینجا چیکار کنم که بی اه ...

اگر میتونستی کتاب خونه بری خوب بود. منم زمان کنکورم خیلی تو خونه بحث بود و ادم چون فشار درس روشه، بیشتر احساساتش درگیر حرفای اونا میشه. من اون زمان کتابخونه نزدیکم نیود میرفتم تو حیاط یا تو خرپشته رو پشت بام زیر انداز و ... پهن میکردم. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز