ببین ما چند وقت پیش رفتیم شهر بازی من و دختر خالم بعد رفتیم شام این صاحب اونجا یا گارسونه هی میومد یه مزه می پروند میرفت
بعد این کاشف به عمل اومده از من خوشش میاد بعد نزدیک خونمون و کلاسمون هم هست یعنی من مجبورم از اون قسمت رد بشم منم خجالتیم موندم چی بگم بهش
اخ😱
یه بارم با زبون و بی زبونی اومدم حالی کنم ولی خب مثل این که خیلی نفهمه
من کلا از این روابط خوشم نمیاد این موی دماغ شده
دختر خالم بود فک کن جلو اون که چادری اومد شماره داد😂
من نمی دونم چه خاک بریزم رو سرم با این بعدم میترسم ادرسمو پیداکنهههه وای خداااا
اره دقیقا فک کن این چند بار اومده جلو من هی میگم برو برو مزاحم نشو ولی خوب گوش نمیده
حالا بیا بگو من با وضعیت داغون رفتم مغازه ش آرایش ماسیده اوف افتضاح
خدایااااا
حالا من یه جور میترسم انگار پنج سالمه😂😭
یه هفته س از فکرش ۲کیلو کم کردم
من این تابستون برام داره میشه پرماجرا