با اینکه ممنوعه بود جان مارا اینچنین سوزاند
مرا ببخش مرا ببخش عزیزکم
رفتم چون نمی توانستم بمانم
چون مطمعن شدم توان ماندن ندارم
توان جنگیدن ندارم
آری بسیار در سر یادت میکنم و آنقدر افکار مرا اذیت میکنند که گاهی احوالت را میپرسم
مرا ببخش
مرا ببخش عزیزکم