اینا رو گفتی منم یاد خودم افتادم
منم فکر میکردم ازدواج کنم قراره اینجوری باشه
ولی با کسی ازدواج کردم که از هفته ههفتاد درصدش رو سر کاره حتی روز جمعه همیشه هم موقع مهمونی و دید بازدید سر کاره
پانزده درصدش رو هم خوابه
ده درصدش رو هم وقتی خونه هست پیش من نیست یا سرش تو گوشیه چون خونمون مستقل نیست
اون بقیشو دیگه با منه
الان کمی بهتر شده قبلا کلا همو نمیدیدیم
با وجود اینکه ازدواج کردیم دیگه
بیرون رفتن و دوتایی بازار رفتن و کافه و اینا هم نداریم با اینکه نه خیلیه که ازدواج کردیم نه سنمون خیلی بزرگه و بگیم از ما گذشته شرایط زندگیمون اینجوریه
گاهی اوقات با خودم میگم
یادش بخیر چی فکر میکردم
چی شد
هیچ وقت فکر نمیکردم شرایطم بعد ازدواج اینجوری باشه