ی روز خیلی پایه ست ی روز دیگه ن واقعا بد اخلاق غر. غرو میشه
همشم میگه بخاطر درسته بخاطر خودتع
امروز تولدش بود و برعکس همیشه ک از چند روز قبل بحثش میوفته یا چیزی اصلا یادمون نبود
صبح یهو تاریخ دیدم
گفتم برم کیک بخرم سر جمع یک ساعت هم بیزون نبودم بیست شیش سالمه نامزدم دارم
ولی یجوری زنگ پیام داد ک بیا خونه رفتی کجا ک انگار دختر دبیرستانیم با پسر غریبه رفتم ببرون
خبر نداشت رفتم کیک بخرم
حالا شایذ خندتون بگیره چرا همچین کرد چون من از دو سه هفته دیگه امتحان جامع چند تا درسو دارم اره بخاطر درس انگار بچه کنکوریم
بخذا دوس دارم خودمو بکشم خلاص شم از زندگی ک تایم خوابمم چک میکنه ک درس بخونم
کیک گذاشتم رو میز اومدم اتاق شروع کرد ب غر زدن ک من تولد میخوام چیکار تو منو بدبخت کردی
حالا بدبختی من چیه این ک هفت هشت سال پیش سه سال پشت کنکور موندم حالا درسم تموم نشده ب دلایلی یکم وقفه افتاده
بخدا خیلی بدبختم
شایذ یکی زندگیمو از دور ببینه بگه خوشبحالش ولی واقعا بدبختم
من قبول دارم اشتباهاتی داشتم ولی دلیل نیمشه اینجوریی باهام برخورد شه کاش مزگ دست خودم بود