2777
2789
عنوان

داستان یه عشق با مزه😂😂

149 بازدید | 12 پست

خواهرم اینا تازه رفته بودن توی یه آپارتمان،واحد بقلیشون یه خانواده مذهبی و شهرستانی بودن با چندتا پسر ،من اون سال ها کنکوری بودم و زیاد خونه خواهرم میرفتم چون خواهرم بچه نداشت خوب میشد خونشون درس خوند ،یه روز ک خونه خواهرم بودم  یکی در زد من با یه چادر کلفت و بلند انداختم رو سرم و رفتم در رو باز کردم دیدم یه پسر زشت و لاغر پشت در شله زرد آورده ،سلام کردم و با مهربونی تشکر کردم و شله زرد رو ازش گرفتم اونم با یه لبخندی منو نگاه کرد و رفت ،همین و همین 😂

بعدش شروع شد این هرروز یکی رو می فرستاد خونه خواهرم خاستگاری یه روز مادرش یه روز باباش یه روز خواهرش 

یبار توی زمستون جلو ساختمون اونقدر ب شوهرخواهرممم پیله کرده بود ک بیان خاستگاری شوهر خواهرم میگفت داشتم یخ میزدم اخر گفتم ولم کن این شوهر نمی کنه 😄😄

هیچی گذشت و من نامزد  کردم و چون خونمون کوچیک بود مراسم نامزدی رو خونه خواهرم گرفتیم ،این ب بهانه اینکه سر و صدا میاد با شوهرم و پدرشوهرم اینا دعوا کرده بود😂😂😂

یادش بخیر ،هنوزم مجرده و همسایه خواهرم 

بارها منو با شوهر و دخترم می بینه سرشو میندازه پایین میره ،جالبه شوهرمم قضیه رو میدونه😅😅😅

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دوستیا بیاید

ccccb | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز