من گیلانی هستم و گیلانی ها هم میدونین بعضیا روستا نشینن خونه هاشون ویلایی هستش ما روستا نشینیم خونمون ویلاییه خونه ی عموم هم تو حیاط خودمونه ۱۰۰متری فاصله داریم بعد من رو ایوونمون نشسته بودم عمه ی زنعموم داشت میرفت خونشون تا منو دید گفت تو دیگه بیرون نمیای فقط خونه نشستی یکم برو بگرد برو سرکار دید حرفی نمیزنم خنده خنده کرد گفت شوخی کردم یه بار خواستم بگم اته تو فضولی مگه تو خرجمو میدی دیگه حرفی نزدم خیلی بهم بر خورد شما جای من بودین چیکار میکردین