خانما ما جمعه هفته قبل با 10 12 تا از همکارای مامانم رفتیم باغ پدربزرگم ک استخر داشت و یکی از همکارای راس و صمیمیمون پسرعموش رو با خودش اورده بود
پسرعموعه 27 سالشه..اون روز واقعاااااا خیییییلییی خوش گذشته بود و وقتی داشتیم برمیگشتیم من تو ماشین همون رفیقمون ک با پسرعموش بود نشستم و تا ی مسیری رو باهاشون بودم
رفیقمون شروع کرد از من تعریف کردن و پسره گفت بله خیلی خوبه منم خیلی باهاش حال کردم و ازشش خوشم اومد فلانه بیساره
منم تشکر کردم...بعد پسرعموعه ب رفیقمون گفت هر هفته با این اکیپ برنامه بزاریم بریم ی جا خیلی خوش میگذره باهاشون
حالا امشب رفیقمون زنگ زده ب مامانم میگ محمد گفته پنجشنبه با فلانی و دخترش حتماااا بریم بابلسر دریا<ما مازندرانیم>
بعد منو مامانم چون جفتمون هردو شاغلیم ی خورده بهونه اوردیم چون واقعا واسمون سخت هم بود
حالا رفیقمون اصرار داره ک محمد میگ من با خانم فلانی و دخترش خیلی حال کردم و ازشون خوشم میاد..حتما بیاین بریم
ب نظرتون منظور خاصی داره؟