دیالوگ ماندگار مختار :
امروزمی خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است ، تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید تزویر سکه ایست دورو که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهرمتدین
یا ایها الذین امنوا ، امنوا به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید ، در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست .
چقدر این روزا این دیالوگ برام ملموس تره ...