دلم گرفته بابت سرنوشتم،بابت همه ظلم هایی که بهم شد،بابت سرنوشت بچه هام،بابت اینکه از بچه هام محروم شدم،بخاطر تنهاییم،بخاطر همه عذاب هایی که کشیدم و هنوز میکشم،عذاب وجدان دارم که چرا از همچین مردی بچه دار شدم،،،خدایا صدامو میشنوی،،،ببین منو،،،از پاره تنم جدا شدم،،،دام داره میترکه