2777
2789

سلام

خانما من نزدیک ۲ ساله عقدم متاسفانه تو این بین مادرم باهام قطع رابطه کرد پدرم فوت شده...

مجبور شدم فعلا موقتا بیام خونه خودم تا مراسم بگیرم چون درگیر آزمون بودم نمیتونستم کارای عروسیمون بکنم...

منو همسرمم از دو شهر مختلفیم و الان تو شهر جدا از خونواده ها زندگی میکنیم

خب گفتم ک مامانم عروسی نمیگیره برام

خانواده همسرمم امروز فردا میکنن دیگ درواقع شوقش از بین رفت برام...

و خب فرهنگ اونا طوریه که کسی کادویی نمیاره یعنی کلا ضرره ماهم دوست نداریم ضرر کنیم واقعیت زورم میاد! بیان بخورن مفتکی برن خب مگه تماشاچی آوردیم!!!

من فکر کردم برم بهترین آتلیه و ارایشگاه شهرمون و زیباترین لباسو اجاره کنم و ماشین گل بزنیم و بعدشم بریم یه سفر خوب داخلی البته ن خارجی چون ن توان مالی داریم ن علاقه....

خلاصه راستش یخورده خب غمگینم از اینکه مراسمی ب اسم عروسی نخواهم داشت! از طرفی برام بودو نبود آدما اهمیتی نداره و فکر می‌کنم مهم ترین چیز همون عکس و فیلمه دیگ بقیه چیزا چ اهمیتی داره! حالا میشه کمکم کنین ب نظرتون چ کاری درسته؟ خداییش ب عنوان ی خواهر راهنمایی کنید. اینم بگم دوست ندارم عقده بمونه رو دلم و نمیدونم آیا بااین کارایی ک گفتم بازم عقده میمونه رو دلم یا همینا راضیم و ارضام میکنه!

امشب ۱۴۰۳/۵/۱۰ تو روزای تاریک خودم هستم. خدایا ازت میخوام بهترینارو تو این یک سال برام رقم بزنی. خدای بزرگم امشب دوباره غمگینم خدایا منتظر کمک هات هستم من خیلی تنهام کمکم کن ۴اسفنده بارش شدید برف رو از پنجره اتاق میبینم.مامانم خونه نیست...باهمسرم قهرم... نگران آینده ام برای استخدامی کلی تست زدم امروز... خدایا کمکم کننننن.      امشب۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴...اولا خدایا ممنونم خونه و وام ازدواج جور شد...  قهریم جدا خوابیدیم...اصلا رابطمون روزای خوبی رو پشت سر نمیذاره... همچنان درس میخونم... امیدوارم ویرایش بعدی خبر قبولیم باشه و آمادگی مراسم عروسی. توکل ب خدا و استعانت از آقا صاحب الزمان.امشب ۵ شهریور ۱۴۰۴ جواب آزمونم اومد قبول شدم با نمره بالا اول سجده کردم خدارو... الحمدلله خیلی خوشحالممممم انشالله قبول نهایی

والا من عروسی گرفتم جز خودم به همه خوش گذشت الان همش حسرت میخورم چرا الکی عروسی گرفتم یه سفر توپ میرفتیم حداقل خاطره خوش برامون میموند 

بگذار مسخره کنند چادرت را .سیاه بودنش را. چهره بدون آرایشت را.می ارزد به یک لبخند مهدی فاطمه(عج)🥲

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

پسر من الان هفت سالشه تا حالا هیچ عروسی نرفته 

الان تو هیچکس عروسی نمیگیره هیچ کس 

تازه عقدم محضری می‌گیرند 

فوقش لباس می‌پوشند میرندعکس میگیرن

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی    که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

من مخالفم 

چون خانواده ها رو میشناسم و میدونم چه شخصیتی دارن بعد عروسی فقط بلدن ایراد بگیرن از مراسم 

برو بهترین آرایشگاه بهترین لباس عروس رو انتخاب کن و بهترین اتلیه بعدشم برین خونه خودتون خوش بگذرونین 

و یه سفر خیلی خوب 


پوللش رو هم پس انداز کنید

 بعضی از چالش‌ها و مسیرهای زندگی رو باید به تنهایی طی کرد. در این مواقع، تکیه‌گاه اصلی فرد، خودش و ایمانش به خداست. این امر می‌تونه به رشد فردی و استقلال منجر بشه و نشون می‌ده که گاهی برای رسیدن به موفقیت، نیاز داریم که از دیگران فاصله بگیریم و به درون خودمون رجوع کنیم🌱🤍✨

من همیشه مخالف عروسی بودم و هستم و عروسی نگرفتم شش سال میگذره سر سوزن هم پشیمون نیستم و نخواهم بود فقط آتلیه رفتم عکس گرفتم 

وقتی جواب استارتر یه تاپیک و میدم تو خودتو نخود اش نکن جواب نده چون گ و ه خوریش به تو نیومده حالا هر چی دوست داری منو ریپ بزن جواب و تایپ کن من اسم کاربری تو تو اعلاناتم ببینم نخونده پیامت و حذف میکنم حالا هری رد کارت باباااا 

منم چون کرونا اومده بود نگرفتم به جاش ماشین خریدیم بعضی وقتا فک میکنم بهش ولی منطقی بعدش فک میکنم میبینم که از خیلی از هم سن سالام جلو افتادم تونستم با اون پول ماشین بخریم طلا بخریم جهازم کامل شد تو ام با اون پولی که میخوایی خرج دیگران کنی به نظرم به زندگیت کیفیت بده 

از متن پیامت ،نظرم اینه یک مراسم مختصر بگیر با نزدیکان دیگه حداکثر۵۰ یا ۶۰ نفر توی خونه باشه ،لباس عروس هم بپوش و عکس بگیر ،بزن و برقص ،یه شام ساده هم باشه،بعضی کارها فقط یکباره از خودت دریغ نکن

من دوران عقدم دیگه داشت ۳سال میشد . تو دوران عقدم پدر همسرم فوت کردن .

ولی ما قید عروسی رو نزدیم . تا سالش صبر کردیم . چون منم میدونستم اگه عروسی نگیرم عقده تو دلم میمونه . صفرتا صد مخارج با همسرم بود و درحد توانش عروسی گرفت .

اگه عروسی دوس داری ازش نگذر . پول میاد و میره ولی اون یه شب عروسی رو دیگه نمیشه تکرار کرد . تو این مورد به ندای دلت گوش کن .

بهترین کاره. وقتی قراره بیان بخورن و اخ و پیف کنن و جبرانی هم نباشه.. من بودم اگر میشد یه مجلس کوچیک میگرفتم و بچه های شیر خوارگاهو میاوردم تو عروسیم که شاد بشن 🥺🥺🥺

مردم تو خاکسپاریت اگر بارون بیاد شرکت نمیکنن؛ پس اون جوری زندگی کن که حالتو خوب میکنه. بی خیال حرف و نگاه مردم 🌹🌹🌹🌹🌹دانی که چرا دار مکافات شدیم؟ناکرده گنه، چنین مجازات شدیم؟کُشتیم خرد، دار زدیم دانش را دربند و اسیر صد خرافات شدیم!

همین فکر خودت عالیهشک نکندلگیر هم نشواز کرونا ب بعد خیییییلی ها عروسی نگرفتن

یعنی واقعا راضیم میکنه؟ اینم بگما عروسیای ما چیز خاصی نیست ی مهمونی مانند تو ی تالار حتی بدون دیجی و تجملات. یعنی چیز خاصی نیست ک رو دلم بمونه مثل ی مهمونی ۱۵۰ نفره میمونه اما خب متاسفانه ب لطف مامانم از همینم محروم شدم

امشب ۱۴۰۳/۵/۱۰ تو روزای تاریک خودم هستم. خدایا ازت میخوام بهترینارو تو این یک سال برام رقم بزنی. خدای بزرگم امشب دوباره غمگینم خدایا منتظر کمک هات هستم من خیلی تنهام کمکم کن ۴اسفنده بارش شدید برف رو از پنجره اتاق میبینم.مامانم خونه نیست...باهمسرم قهرم... نگران آینده ام برای استخدامی کلی تست زدم امروز... خدایا کمکم کننننن.      امشب۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴...اولا خدایا ممنونم خونه و وام ازدواج جور شد...  قهریم جدا خوابیدیم...اصلا رابطمون روزای خوبی رو پشت سر نمیذاره... همچنان درس میخونم... امیدوارم ویرایش بعدی خبر قبولیم باشه و آمادگی مراسم عروسی. توکل ب خدا و استعانت از آقا صاحب الزمان.امشب ۵ شهریور ۱۴۰۴ جواب آزمونم اومد قبول شدم با نمره بالا اول سجده کردم خدارو... الحمدلله خیلی خوشحالممممم انشالله قبول نهایی

منم عروسی نگرفتم خودمون با همسرم این تصمیم داشتیم ولی همون موقع کروناهم شد و یه جور توفیق اجباری هم شد 

ماهم عکس و فیلم فقط گرفتیم و رفتیم خونمون

الان پشیمون نیستم 

بعد زندگی اونقد چالشای مختلف پیش میاد که ادم اصلا یادش نمیاد عروسی گرفته چ جوری بود و…

والا من عروسی گرفتم جز خودم به همه خوش گذشت الان همش حسرت میخورم چرا الکی عروسی گرفتم یه سفر توپ میر ...

ما واقعیتش عروسیمون تو تالار خاص و باغ نیست دیجی ایناهم نداریم در حد ۱۰۰ ۲۰۰ نفر آدم میان میخورن شام و تمام... گفتم خب چ کاریه حالا اونا نباشند عوض برم عکس و فیلم بگیرماما الان ذهنم درگیر شد قبل خواب 

امشب ۱۴۰۳/۵/۱۰ تو روزای تاریک خودم هستم. خدایا ازت میخوام بهترینارو تو این یک سال برام رقم بزنی. خدای بزرگم امشب دوباره غمگینم خدایا منتظر کمک هات هستم من خیلی تنهام کمکم کن ۴اسفنده بارش شدید برف رو از پنجره اتاق میبینم.مامانم خونه نیست...باهمسرم قهرم... نگران آینده ام برای استخدامی کلی تست زدم امروز... خدایا کمکم کننننن.      امشب۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴...اولا خدایا ممنونم خونه و وام ازدواج جور شد...  قهریم جدا خوابیدیم...اصلا رابطمون روزای خوبی رو پشت سر نمیذاره... همچنان درس میخونم... امیدوارم ویرایش بعدی خبر قبولیم باشه و آمادگی مراسم عروسی. توکل ب خدا و استعانت از آقا صاحب الزمان.امشب ۵ شهریور ۱۴۰۴ جواب آزمونم اومد قبول شدم با نمره بالا اول سجده کردم خدارو... الحمدلله خیلی خوشحالممممم انشالله قبول نهایی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز