(این تاپیکو بزنم که یادم بمونه فاصلمو حفظ کنم )
خونشون با شهر ما سه ساعت فاصله بود
سالی چند بار میومد پیش دکتر و به پدر مادرش ک روستا بودن سر میزد و خونه ما می موند خیلی وقتا و بچشو پیش من میذاشت می رفت دکتر و...
یک هفته ست خونشون اومده دوتا کوچه اونور تر ما ... خونه گرفتن دیشب یکی به شوخی بهش یه چیزی گفت اونم گفت خونتون کم میام از این به بعد، شمام خونمون کم بیاید
من خودم خدا شاهده که در نظر داشتم زیاد نرم و فقط بخاطر اینکه مثلا نگن یه سر نزد برا اولین بار رفتم که دیگه نرم تا مدتها..
خوشحالم ازاینکه هر غذایی درست می کردم به نیت نذر ائمه بودن(ساده ترین غذاها و کلا هر چی درست میکنم)