2777
2789

من و بچه ام حق نداریم خونه خواهرم بریم ولی این احمق هر هفته زن و بچشو ول می‌کنه با داداشش می‌ره کوه و تازه امروز فهمیدم که این هفته خواهرزاده هاش رو هم با خودشون بردن گردش 

بعد ما موندیم خونه پوسیدیم 

قشنگ شستم پهنش کردم و زنگ زدم خواهرم که میام خونتون 

از این به بعد هم برنامه همینه 

بچمو‌ ور میدارم میرم خونه هرکی دوست دارم 

این حرومزاده هم بره به توله های خواهرش برسه 

انگار خودش بچه نداره 

خبر مرگشون ایشالا بگو آمین 

خیلی خیلی خیلی به دعاهاتون‌احتیاج دارم ...

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خدا نکنه.چیزیش بشه اولین ضربه رو بچه خودت میخوره.ان شاءالله عاقل و سر به راه بشه قدر زن و زندگیشو بد ...

 آخه پدری که بچه های خواهرش براش تو اولویت هستن بود و نبودش چه فرقی داره 

خیلی خیلی خیلی به دعاهاتون‌احتیاج دارم ...

دقیقا !! فقط یه گوشه از زندگیمو گفتم

میدونم بابا ادم واقعا دلش خون میشه ازشون!!واسه من تو عثد داریم جدا میشیم بعد تو همین دوران نانزدی خونه خریده بود بماند ک طلاهامو دادم خونرو زد به اسم مامانش،بعد قسطم میداد واسه خونه،بفد یه جوری ی من میگف ندارم ک مثلا میومد خونه ما میگف بیرون نریم چون پول ندارم که حتی مثلا یه بستنی بخرم یا مثلا واسه سسالگرد عقدمون یه شال بهم کادو داد گف قسطی خریدمو ...بماند...این شکلی میگفت ندارم،بعد یهو یه شب گفت اره پریشب نفری ۸۰ میلیون با داداشم گذاشتیم رو پول پیش کارگاه و من داغ کرده بودم،بعد دیدم با صلاح دید مامانش و زنداداشش و همه میدونستن فقط ب من نگفته بود،یعنی اینجوری بهت بگم ک ب من و شما همسرشون کوچکترین رحمی ندارن یعنی پارو میذارن رو خرخرمون بلانسبت کلفت مفت واسه تو خونه میخوان فقط

میدونم بابا ادم واقعا دلش خون میشه ازشون!!واسه من تو عثد داریم جدا میشیم بعد تو همین دوران نانزدی خو ...

 ای وای بخدا بیشتر اینایی که گفتی عین منه 

اینم یه خونه داشت زد به اسم مامانش 

خیلی کارا میکنن که من روحم خبردار نمیشه 

مثلا مامانش مهمونی میده بعداً خیلی اتفاقی میفهمم خرجش رو این داده 

حالا خدا شاهده من دوساله مانتو نخریدم . کلی هم طلاهام و طلاهای خونه پدرم رو به بهانه های مختلف گرفت ازم

تاحالا هم نه واسه سالگرد نه تولد نه هیچی بهم کادو نداده درحالی که من دو سال اول همیشه میدادم 

وای چی بگم اینارو فراموش کرده بودم یهو یادم افتاد 😔 

من این نشونه هارو تو عقد دیدم و جدا نشدم و الان هرروز باید حرص و جوش بخورم. حواست باشه چه تصمیمی میگیری 

خیلی خیلی خیلی به دعاهاتون‌احتیاج دارم ...

ای وای بخدا بیشتر اینایی که گفتی عین منه اینم یه خونه داشت زد به اسم مامانش خیلی کارا میکنن که من رو ...

وااای دقیقا مثل من ،منم خیلی چیزارو میفهمیدم ک اصلا در جریان نبودم همه چیشم دست مامانش بود یعنی حتیی وقتی به مشکل خوردیم قرار شد جدا حدا بریم مشاور ازدواج فهمیدم تو اولین جلسه ک تازه رفته با مامانش رفته بوده تو اتاق مشاور ک مشاور خودش ب من گفت تموم کن،دقیقا منم هم طلاهای نانزدی و عقد و دادم هم طلاهای مجردیمو،وااای دقیقا دقیقا ایماهم اصلا تو مود گرفتن سالگرد و کادو اینا نبودن اینم دقیقا مثل مال شما از اینا بود ک زن گشنه و بدبخت بمونه چی بشه یه چیزی از یه جای داغون ببرم براش بخرم،مرتیگه ب من میگفت کارت جدا نداریم ما برا زنانون پول جدا نمیزنیم اینا فتنس،میگقت زنداداشم مثلا زن خوبیه ک دختر بیچاره پشت سر ب من میگفت گیر کردم شوهرش کار نمیکرد این کار میکرد تو کارگاه خرج زندگی رو بده بعد ب خودش پول نمیدادن از تیکه پارچه لباس واسه خودش میدوخت😑کاملا درکت میکنم چی میگیا تا استخون میفهمم چی میگی ...خدا خودشونو مادراشونو به بدترین درد دچار کنه ک اینطور با زندگی دخترای مردم بازی میکنن پسرای مامانی مامی بوی بدبختای اشغال

وااای دقیقا مثل من ،منم خیلی چیزارو میفهمیدم ک اصلا در جریان نبودم همه چیشم دست مامانش بود یعنی حتیی ...

  واقعا متاسفم 

دخترای شبیه خودمو میبینم که به مشکل من گرفتار شدن دلم میخواد برم بغلشون کنم بگم خودتونو نجات بدید 

شوهر من رو هرکی ببینه میگه یه آدم قوی و محکم و غیر قابل نفوذه 

ولی فقط من می‌دونم که چقدر تحت نفوذ مادرشه 

مادرش حتی کاری کرد و جوری شست و شوی مغزیش داد که حتی موقع زایمان و روزهای سخت بعدش آرزوی مرگ بکنم 

خیلی خیلی خیلی به دعاهاتون‌احتیاج دارم ...

واقعا متاسفم دخترای شبیه خودمو میبینم که به مشکل من گرفتار شدن دلم میخواد برم بغلشون کنم بگم خودتونو ...

واااای بیا بغلممم الهی بگردممم،میدونم تا تهش ک چی میگی،خدا لعنت کنه خودش و مادرش پسر بچه ننه از سوسکم چندش تره،مشاور من بهم میگفت بهش بگو طفلک دلت براش بسوزه،چقدر حروزادس شوهرت ببخشیدا،ولی خیلی سخته خیلی ...من میفهممت ،شوهر منم همین بود مذهبی ریش و قد و لاتی راه بره و پرخاش و فلان ولی بداخلاقیاش فقط واسه من بود خداشاهده جلو مامانش عین یه پسر نه ها عین یه دتتر ۵ساله بود،یوقتایی دلم تنگ میشه یاد این چیزا میفتم بپره از سرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792