خونشون همه جمع بودیم داشتیم حرف میزدیم بعد بحث غیبت یکی از فامیلا شد همه داشتن غیبت میکردن منم گفتم نهه اون که اصلا ازاون کارا نمیکنه دست و پاش خسته میشه به مسخره .بعد دامادمون یه دفعه برگشت به من گفت تو شلوغش نکن شلوغش نکن داد زدا 😐اصلا هنگم چرا این حرفو زد