حالا من ۴۲ سالمه دوتا دختر دارم ۱۵ ساله و ۱۰ ساله
شوهر نکبتم مرض پسر گرفته
میگه من پسر ندارم
همش بیخود دعوا راه می ندازه و اشک من در میاره
به خاطر پسر
حالم ازش به هم میخوره
دخترام دنیای منن
ولی شوهرم بهشون میگه کاش به خاطر دوتا دختر
یه پسر داشتم
خیلی دلم گرفته
فقط میخوام بمیره ما راحت بشیم
اگه من بمیرم بچه هام زیر دستش نابود میشن