2777
2789
عنوان

ازدواج و آینده و زندگیم به اتیش کشیده شد همش به خاطر خانوادم

| مشاهده متن کامل بحث + 616 بازدید | 49 پست
مرسی از راهنمایی


استارتر ابدا اینکارو نکن 

اول اینکه این الان اینطوریه تو بگی نظرت مثبته اولا اینکه به نظرم برن دیگه نیان چون پیش خودشون میگن دختره چه عیبی داره قبول می‌کنه و طاقچه بالا میزارن برات ، دوما ازدواجم کنی سر هر چیزی مادرشوهرت و شوهرت میکوبن سرت که خودت خواستی و مونده بودی رو دست خانواده و...

در کل ابداااااااااااااا توصیه نمیکنم 


به نظرم اگه واسطه داشتید به واسطه بگید پیگیری کنن 

اگه ندارید یه چی هم به فکرم میرسه نمی‌دونم درست باشه یا نه

استارتر ابدا اینکارو نکن اول اینکه این الان اینطوریه تو بگی نظرت مثبته اولا اینکه به نظرم برن دیگه ن ...


یعنی واسطه زنگ بزنه به مادر پسره بگه سلام چیشد اگه گفتن نخواستن بگه اتفاقاً من حس کردم تا اینجا نظرشون مثبت بوده برا ادامه جلسات حالا تصمیم نهایی هم باید آشنا شید تا بگیرن بعدشم ازت یکم تعریف کنه و اینا کار حله

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

استارتر ابدا اینکارو نکن اول اینکه این الان اینطوریه تو بگی نظرت مثبته اولا اینکه به نظرم برن دیگه ن ...

خودمم میترسم از شکستن غرورم 

ولی میگم تلاشمو بکنم که تا اخر عمر بدهکار خودم نباشم حسرت نخورم که کاش اینکارو میکردم 

واسطه نداریم متاسفانه وگرنه مشکل حل بود 


یا مثلا به خودم میگم مجردی و تنهایی تا اخر عمر بهتره یا حداقل ازدواج کنم نهایتش گاهی سرکوفت بشنوم

خودمم میترسم از شکستن غرورم ولی میگم تلاشمو بکنم که تا اخر عمر بدهکار خودم نباشم حسرت نخورم که کاش ا ...


نه اصلا اصلا این فکر و اشتباه رو نکن.

یه چی هم میشه یه ده روزم وایسا بعد مادرت مثلاً تماس بگیره سلام و احوالپرسی کنه بگه خانم فلانی نظر نهاییتون چیشد؟ بعد بزاره اون بگه اگه منفی بود دلیلشو بپرسه اگه مثبت بود هم «خدا منو ببخشه دروغ میشه ولی»مامانت بگه حقیقتا  دخترمون خواستگار داشت گفتیم از لحاظ اخلاقی درست نیست راه بدیم منتظر موندیم تکلیفش با آقا پسر شما مشخص بشه بعد. چه خوب پس . و قرار مدارارو بزارید.


اتفاقاً تو بری بگی من میخوام پسره فکر میکنه عیبی داره میری

بعد اسی شرایط پسرع کلا چجوریع بگو

نه اصلا اصلا این فکر و اشتباه رو نکن.یه چی هم میشه یه ده روزم وایسا بعد مادرت مثلاً تماس بگیره سلام ...

پیشنهادت انصافا خیلی خوبه حتی دروغم نمیشه یه خواستگار رو واقعا رد کردم چون منتظر زنگ اینا بودم یکیم امروز زنگ زده که واقعا نمیدونم چیکارش کنم اصلا دلم نمیخواد با یه پسره دیگه بشینم صحبت کنم اونو میخوام فقط 


فقط مشکلم این جاست که انقد دلگیرم از مامانم انقد ناراحتم که نمیتونم ازش کمک بخوام انقدم ادم غیر منطقیه که کلی مسخرم میکنه توهین میکنه اگه بگم هنوز به فکر پسره موندم ولی فک کنم بهترین راه همینه 


خیلی خوب بود خیلی زیاد ظاهری اخلاقی همه چیش باهام جور بود

پیشنهادت انصافا خیلی خوبه حتی دروغم نمیشه یه خواستگار رو واقعا رد کردم چون منتظر زنگ اینا بودم یکیم ...



ولی خواستگار اصلا رد نکن راه بده شاید خدا بخواد بهترشو بفرسته برات چشمات رو نبند 


اصلا هم از ترس اینکه بخواد بره هی کوتاه نیا از تحقیق و معیار ها و هر رفتارشون، اونی که بخواد بره بعد ازدواجم شده طلاق میده می‌ره.


پس دقیق باش چشمات رو نبند به امید اینکه خیلی خوبه عیباشو بشناس 

پیشنهادت انصافا خیلی خوبه حتی دروغم نمیشه یه خواستگار رو واقعا رد کردم چون منتظر زنگ اینا بودم یکیم ...


به مامانتم بگو با حالت ناراحتی و درد دل که من سنم داره میره بالا چیکار کنم اگه بهتر از این نیاد و..‌مطمئن باش دلش میسوزه.


فقط اینکه نباید اصلا خیلی هم خودتونو مشتاق نشون بدیدا. یعنی مامانت فقط زنگ بزنه بپرسه ببینه چیشد، اگه گفتن مثلاً به این خاطر مامانت زود قبول نکنه بگه باید صحبت کنن چند جلسه 

پیشنهادت انصافا خیلی خوبه حتی دروغم نمیشه یه خواستگار رو واقعا رد کردم چون منتظر زنگ اینا بودم یکیم ...


بعد یه سوال

خواستگاراتو از اول خودت رد کردی ؟ پشیمون نیستی از رد کردن ؟


اسی مامانتم خیلی بد حرف نزذه مامان منم بود همین و 

میگفت اینا انگار تکلیفشونم با خودشون مشخص نیس

اگه خیلی براشون مهم بود پیگیر میشدن ساید پسره دلش 

جایی دیگس جواب رد بش میدن

انقدم به این فکر نکن بعضیا از ظاهر قضیه هیچ مشکلی ندارن

شاید خدا یه چیزی میدونه اگه قسمت باشه خودشون بر می گردن 

خودت و کوچیک نکن


خسته از جماعت زنده کشه مرده پرس🚶‍♀️

به مامانتم بگو با حالت ناراحتی و درد دل که من سنم داره میره بالا چیکار کنم اگه بهتر از این نیاد و..‌ ...

مامانم یه روز میگه چیه هین دهاتیا هی شوهر شوهر می‌کنی یه روز میگه هرکی اومد روش عیب نذار قبول کن که هی سر من غر نزنی و... 


امیدوارم بتونه مدیریت کنه درست صحبت کنه که خیلی بعیدع

بعد یه سوالخواستگاراتو از اول خودت رد کردی ؟ پشیمون نیستی از رد کردن ؟

تا ۲۲ سالگی مامانم رد کرد که اول باید فارغ‌التحصیل بشی ازدواج زمان دانشجویی بده 

تا ۲۵ سالگی مسائل خانوادگی و جدا کردن زندگی مون از بابام بود که بازم شرایط جواب دادن به خواستگار نبود

از ۲۵ تا الانم که خواستگارارو بررسی کردیم همه شون نامناسب بودن الی سه چهار مورد که من پسندیدنم وقتی جریان بابامو فهمیدن رفتن

اسی مامانتم خیلی بد حرف نزذه مامان منم بود همین و میگفت اینا انگار تکلیفشونم با خودشون مشخص نیساگه خ ...

مشکل من اینه چرا مامانم بدون مشورت با من این حرفو زده چرا ادم حسابم نمیکنه وقتی میدونه رو این خواستگار حساسم چرا سر خود یه حرف ریسکی میزنه یا حداقل میذاشت خودم جلسه بعدی ازش بپرسم

بعدا هرچی فک کردم دیدم بنده خدا شک نداشته 

و اینکه من هیچ‌ خواهانی ندارم با این شرایطم یه دونه این بود باید دودستی میچسبیدیم بهش 

مشکل من اینه چرا مامانم بدون مشورت با من این حرفو زده چرا ادم حسابم نمیکنه وقتی میدونه رو این خواستگ ...

خب مامانت بزرگه واسه حرفاش که نباید اجازه بگیره 

مامانتم ناراحت شده تازه این اول راهه اینطور می کنن 

شاید اگه نامزدی و عقد می کردی رفتارشون بدتر میشد

خسته از جماعت زنده کشه مرده پرس🚶‍♀️

خب مامانت بزرگه واسه حرفاش که نباید اجازه بگیره مامانتم ناراحت شده تازه این اول راهه اینطور می کنن ش ...

مگه نگفتی خاستکارای دیگه ایم داری

ولی فقط اینو میخوای

خسته از جماعت زنده کشه مرده پرس🚶‍♀️

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792