من سن کمی دارم بچه هم دارم خانواده شوهرم خیلی اذیتمم میکنن همش حرف میزنن همش شوهرم پول بهم بده دعواعه لباس بخرم همینطور مادرشوهرم هم عجوزه هزاران بار بخاطرش تا مرز طلاق رفتم خواهرشوهرمم یه ادم تهمت زن و دو بهم زن و فضول من جاریم پیام دادیم بهم دیگه این ب بهونه عکس رفته تو گوشی جاریم همه چی خوند اونم حرف زد ولی حرفای من بیشتر و بدترین بودن چون من خیلی اذیت میکنن بااون خوبن همش حرفاشون میشنوم ب روم نمیارم حرفای بدی زدم راجبشون این خواهر شوهرم ک دید رفت ب مادرش گفت همه چیو همش اذیتم میکنن خانواده شوهر خواهر شوهرمم اذیتم میکنن چون خانواده شوهرم پیششون بد من گفتن اینطور میکنن ب من من توسری خورم منم حرفشون زدم تو پیاما اونم همش گذاشت کف دشت مادرش ینی مادرشوهرم و داداش کوچیکش ینی برادر شوهرم ک این فتنس و اینکه من گفتم من خوشم نمیاد ازشون همش خواهر شوهرم خرج میکنه از پدرش بااینکه شوهر داره پیام داد تهدیدم کرد ک میگم ب بابام و شوهرت
خانوما من شوهرم یه ادم به ادم بدیه خیلی بد فهمید با لباسام تو خیابون انداختم البته قبلش منو درحد مرگ میزنه چون زیاد از سر مادرشوهرم کتک خوردم هیچ جوره هم شرایط طلاق ندارم هیچ جوره هیچکس هم نداشتم باهاش دردل کنم بار اولمون هم نیست دردل کنیم تا مرز خودکشی رفتم دوکلام حرف زدم ک کاش نمیزدم خاک برسرم ولی بلور کنین بی گناه اذیتم میکنن خواهرشوهرم گفت روت سیاه فتنه ابروت بردم تو هی خودت خوب نشون میدادی ولی روت سیاه کردم اذیتم کردی ب بابام و شوهرتم میگم چ پیامایی دادی ابروم برد پیش مادر شوهرم بماند پدر شوهر بفهمه ...😭😭😭😭