وسواس شدم
ببینین رلم سربازه اومد مرخصی چند بار اومد دیدنمو اینا ولی ی شب یاهاش چت کردم گقدم تو بهم توجه نمیکنی و فلان گقت فامیلمون مرده واس ان ناراحتم
گفت حق با توعه اعصابم خرابه
بعدش منم گفتم منم ناراحتم پسریه مزاحمم میشه یهو گفت شمارششششو بده
و فلان
منم گفتم اره اهصابم خرابه. شماره ندادم
فرداش دیدم پیامو دیده چیزی نگفته
استوری غمگینیم گزاشته از خودش و متنش غمگین بود
منم گفتم دیگ نمیخام بببنمت خدانگهدار
گفتم تو با شونصد تا دخنریو فلانیو اینا
اونم هیچی نگفت هیچی
دیگ خلاصه کات کردم ولی الان دلم براش تنگ شده
بنظرتون کدوم مقصیریم زنکبزنم بهش فردا یا ن