2777
2789

دوس پسر من آدم حساسیه درکل روی حجاب و بیرون و اینا نیست اما همین که حس کنه یه مردی داره منو نگاه میکنه دعوا راه میندازه ول هم نمیکنه یعنی از هر ۱۰ باری که میریم بیرون ۱۱ بارش یه بحثی شده

هم بهش حق میدم هم وافعا خسته شدم 🤌🥲

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

رهاش میکنم

تو خیابون هزار مدل آدم وجود داره نمیشه که هر روز به یکی دست به یقه بشی.کسی که نمیتونه چیزی به این کوچیکی رو متوجه بشه نمیتونم تحمل کنم

به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم

والا افکارش درست نیست 

تا یک حدی حساسیت طبیعیه اما نه تا این حد 


اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بی‌خبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون  و خوبی های بی منت 🌈🦋‌‌ سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ می‌گفت هرچقدر دل‌چرکین باشم ازت ولی دوست‌داشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛 

من حوصله ی امر و نهی شنیدن و این دعواهای بچگانه رو ندارم کات میکنم بره البته اگه دوسش داری اول باهاش حرف بزن اگه درست نشد کات کن

  پلک میبندم میون گریه های بی ارادم/ دستتو دورم نگه دار من یه شمع رو به بادم/من مثل زیبایی تو از سر دنیا زیادم/ هم خودم مردم عزیزم هم عزیز از دست دادم🖤💔🥀کاربر آقا درخواست بده میدمش دست نی نی یار اینجا رو دیگه رها کنید بذارید نفس بکشیم 

اینجا الان فقط یک خیابونه 

پس فردا بخوای دانشگاه بری سرکار بری اونوقت هرروز می‌ره رو مغزت 


اولین دلخوشی زندگیم💕مادرم💕پلان اول ؛ دیشب همه چیز به ‹ مو › رسید پلان دوم ؛ صبح معجزه شد و ‹ مو › پاره نشد ± دو ساعت بعد از معجزه ، مامانِ بی‌خبر از اتفاقات اخیر ، برای احوال پرسی زنگ زد و گفت : ‹ دیشب کلی دعات کردم💛'💎 ›دومین دلخوشی زندگیم💕 پدر و برادر جانم 💕 با قلب مهربونشون  و خوبی های بی منت 🌈🦋‌‌ سومین دلخوشی زندگیم اومدن مردی تو زندگیم که منو با تمام بچگیام بزرگ کرد 🌱و کنارش بدون هیچ ترسی خود واقعیمم🙃 .آدم امن زندگی من🫂❤️ می‌گفت هرچقدر دل‌چرکین باشم ازت ولی دوست‌داشتنت هنوزم به دریا وصله.💙 در دل و جان خانه کردی عاقبت ...❤️🌈 خدایا شکرت بابت همه چی 💛💛 
بیخیالش میشم کجاهستی که هر دفعه میری بیرون یکی نگات میکن .این پسر مریض .الان کسی به کسی نگاه نمیکن

شمالم چه ربطی به مکان داره

عزیز من اتفاقا الان مردا و پسرا عین گاو تو خیابون و کافه و...زل میزنن به آدم

خب اگر به شما اعتماد داره باید بدونه که جلوی چشمای مردم رو نمیشه گرفت و اگر میتونه این رفتاره خودش رو اصلاح کنه و حساسیتش رو پایین بیاره که زمان بدید اصلاح کنه اگر نه که هیچی کات کنید نه اون نه شما بیشتر از این اذیت نمیشید...

جهنم اون روزیه که در آخرین روز عمرت روی زمین ، انسانی که میتونستی بهش تبدیل بشی رو ملاقات کنی..  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  16 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  16 ساعت پیش