بچه مظلومه😂😂
من یه توله سگ از کنار خیابون پیدا کرده بودم ور از حشره و اینا بود بعد من فکر کردم این بچه مرده ولی دیدم زنده ست و مردم دکتر و دیدم پاروا داره و بعد کلی درمان و هزینه و این ها خوب شد ولش کردم پیش یه مامان سکه
این مامان سگه خودش یه توله سگ داشت
منم این رو بردم کذاشتم پیش مامان سکه و توله سگه
هر روز میرفتم بهشون غذا میدادم
تو زمان جنگ دیگه به شوهرم گفتم این ها رو بیاریم بذاریم تو محله خودمون فعلا تا جنگ تموم بشه
اون توله سگ خود مامان سگه خیلی وحشی بود و ترسیده بود وحشی تر هم شده بود
شوهرم بهم میگفت اینحوزی بگیرش منم از اینجاش بگیرم ببریم بداریمش تو ماشین
منم کرمم شده بود اعصابم بهم ریخته بود یه دفعه سگه رو ول کردم اونم محکم پا و دست شوهرم رو کاز کرفت😂😂
دستش و یجوری گاز گرفت که رفتیم بخیه زدیم و واکسن و اینا😂😂
همش هم تقصیر من بود هاا
اون باید با من قهر میکرد ولی نمیدونم چرا من باهاش قهر کرده بودم😂😂