خالم از یه چند روز قبل تا الان هی داره زیر چشمی بهم نگاه میکنه هر وقت میام خونه باباجونم اینجوری میکنه (مجرده) نمیدونم چشع اینقدر فکر میکنم نمیفهمم چیکار کردم یادم نمیاد چیزی خیلی از من بدش میاد در حالی که قبلش خیلی خوب بود باهام میبوسید منو و... الان نمیدونم چشه جواب سلاممو نداد حرف میزنم پشتشو میکنه بهم محل نمیده چش غره میره الان هم میخواست بیاد تو سالن دید من نشستم لب و لوچش آویز شد رفت بقیه رفتن دنبالش که بیاد بازی اومد تو منو دید گفتم من نمیام و واقعا نمیتونم بیام در حالی که داشت می اومد یهو منو دید زد زیرش خیلی ناراحتم میشم واقعا انکار قلبم دو نصف میشه دوست دارم آب شم برم تو زمین خیلی بده یه جایی یکی بدش از تو بیاد هی نشون بده
روز اول گفتم شاید سلاممو نشنیده باز گفتم خاله من تو رو ندیدم سلام خوبی؟ خیلی بد جوابمو داد روز بعدش مادر جونم گفت دیدی فلانی رو ( منو) هیچ محلی نداد پشتشو کرد رو به من نوشت