نمیدونم شاید اوایل اسنجوری هست
ببین پاگشا میخواست کنه مادرشوهرم اونا رو
بعد من گفتم خونه نکن تو رستوران تالار مفصل کنیم
بعد چند روز برادرشوهرم قیافه رود گفتم چیسده ناراحتی ازمن
گفت اصلا میفهمی چی گفتی گفتم به کی به چی
با اون حرف ریتورا میخوایی بگی خونواده اونا پاشونو خونه ما نزارن برن رستوران😐زهرا میگه به اون چه ربطی داره که مامان بابای من خونه شما بیان یا نه یا ریتوران برن