2777
2789
عنوان

ماجرای چشم داشتن به همه ی دخترای فامیل و کشوندن همه شون تو پستو

| مشاهده متن کامل بحث + 887 بازدید | 39 پست
هیچی منو برد تو اتاقک خر پشته نشوند روی یک تخت درم از پشت بست اومد سمتممن این صحنه رو دیدم به دو دوی ...

یا خدااا

نامه ای به فرزند نداشته ام:کجایی جان مادر؟من که مردم از چشم انتظاری...خسته نشدی از بازی با فرشته ها..من دلتنگ توام، دلتنگ بوی تنت دلتنگ ب اغوش کشیدنت تو دلتنگ من نیستی جان مادر؟روزها موهای طلاییت رو شونه میکنم ناخن هاتو لاک میزنم  بعد پشیمون میشمو لاکت رو پاک میکنم صورت نازت رو ب جای وضو میشورمو کنار جانماز خودم برات جانماز پهن میکنم نمازم که تموم میشه سرم رو برمیگردونم تا بهت لبخند بزنم اما میبینم همه اونا خیال بود،یه خیال خوش...شب هایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت بیدار بشم اما بیدار میشم و دوباره روی خودم آوار میشم ...بسه دیگه چشم انتظاری بیا مادر بیا😭😭😭😭

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

هیچی منو برد تو اتاقک خر پشته نشوند روی یک تخت درم از پشت بست اومد سمتممن این صحنه رو دیدم به دو دوی ...

خوبه در قفل نبود..

پس ب خیز گذشت

نامه ای به فرزند نداشته ام:کجایی جان مادر؟من که مردم از چشم انتظاری...خسته نشدی از بازی با فرشته ها..من دلتنگ توام، دلتنگ بوی تنت دلتنگ ب اغوش کشیدنت تو دلتنگ من نیستی جان مادر؟روزها موهای طلاییت رو شونه میکنم ناخن هاتو لاک میزنم  بعد پشیمون میشمو لاکت رو پاک میکنم صورت نازت رو ب جای وضو میشورمو کنار جانماز خودم برات جانماز پهن میکنم نمازم که تموم میشه سرم رو برمیگردونم تا بهت لبخند بزنم اما میبینم همه اونا خیال بود،یه خیال خوش...شب هایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت بیدار بشم اما بیدار میشم و دوباره روی خودم آوار میشم ...بسه دیگه چشم انتظاری بیا مادر بیا😭😭😭😭

بقدری ترسیده بودم که الان با بازگو کردنش بعد از سی سال دوباره بدنم داره میلرزه

مامانم گفت چی شده

براش تعریف کردم

همونجا چند تا از اقوام هم بودن دخترای بزرگتر از من 

گفتن اره با ما هم‌چنین نقشه ای داشته و موفق نشده و .‌‌‌...

همه شون میگفتن یه وقت به بابات نگی خون به پا میشه 

و من این رازو هیچوقت به بابام‌نگفتم.

و بعد از اون بارها رفتیم و اومدیم بدون اینکه آب از آب تکون بخوره

بقدری ترسیده بودم که الان با بازگو کردنش بعد از سی سال دوباره بدنم داره میلرزهمامانم گفت چی شدهبراش ...

ب نظرم اشتباه مامانت بود که بازم شما رو اونجتا میبرد.هرچقدر اون ادم بهتون نزدیک بود بازم از بچهذاش مهم تر نبود که...ممکن بود بازم این اتفاق بیوفته و نتونی فرار کنی

نامه ای به فرزند نداشته ام:کجایی جان مادر؟من که مردم از چشم انتظاری...خسته نشدی از بازی با فرشته ها..من دلتنگ توام، دلتنگ بوی تنت دلتنگ ب اغوش کشیدنت تو دلتنگ من نیستی جان مادر؟روزها موهای طلاییت رو شونه میکنم ناخن هاتو لاک میزنم  بعد پشیمون میشمو لاکت رو پاک میکنم صورت نازت رو ب جای وضو میشورمو کنار جانماز خودم برات جانماز پهن میکنم نمازم که تموم میشه سرم رو برمیگردونم تا بهت لبخند بزنم اما میبینم همه اونا خیال بود،یه خیال خوش...شب هایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت بیدار بشم اما بیدار میشم و دوباره روی خودم آوار میشم ...بسه دیگه چشم انتظاری بیا مادر بیا😭😭😭😭
بقدری ترسیده بودم که الان با بازگو کردنش بعد از سی سال دوباره بدنم داره میلرزهمامانم گفت چی شدهبراش ...

کاش اون موقع شما همه دخترا جمع میشدین از حقتون دفاع میکردین و اصلا فامیلتون از همچین نر نکبت باری طلاق میگرفت

خدا رحم کرده بهتحالا خوبه مادرت بنده خدا انقدرم سفارش میکرده بهتون باز حرف گوش ندادی

همیشه پیشش بودم

خواهرم بهونه میگرفت 

رفتم دنبال وسیله ی اون

ولی خب هشدارهاش زود یادم اومد

شوهر خاله مامانت بود؟🤔

نامه ای به فرزند نداشته ام:کجایی جان مادر؟من که مردم از چشم انتظاری...خسته نشدی از بازی با فرشته ها..من دلتنگ توام، دلتنگ بوی تنت دلتنگ ب اغوش کشیدنت تو دلتنگ من نیستی جان مادر؟روزها موهای طلاییت رو شونه میکنم ناخن هاتو لاک میزنم  بعد پشیمون میشمو لاکت رو پاک میکنم صورت نازت رو ب جای وضو میشورمو کنار جانماز خودم برات جانماز پهن میکنم نمازم که تموم میشه سرم رو برمیگردونم تا بهت لبخند بزنم اما میبینم همه اونا خیال بود،یه خیال خوش...شب هایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت بیدار بشم اما بیدار میشم و دوباره روی خودم آوار میشم ...بسه دیگه چشم انتظاری بیا مادر بیا😭😭😭😭
کاش اون موقع شما همه دخترا جمع میشدین از حقتون دفاع میکردین و اصلا فامیلتون از همچین نر نکبت باری طل ...

اره ایکاش 

قشنگ همه میگفتن هیس هیس 

اخه این داستان مال سی سال پیشه 

فضا اون موقع خیلی بسته بود برای این حرفا 

من اگه الان بود شاید ساکت نمینشستم 

البته در خراب بودن اون ادم هیچکس شکی نداشت 

هنوزم هست و با اینکه پیر شده هر بار میبینمش میخوام بالا بیارم

از کل داستان همین براتون جالب بود؟هشدارها رو جدی بگیرید

اره😂😂😂😂من خدا رو شکر خودم خیلییی رو این موضوع حساسم...

مامانم حتی منو با دایی و عموی مجردم تنها نمیذاشت.با اینکه هیچی ازشون ندیده بود و نشنیده بود...‌

اونموقع درک نمیکردم ولی الان میفهمم .وقطعا اگر روزی بچه دار شدم همین حساسیت ها رو خواهم داشت


نامه ای به فرزند نداشته ام:کجایی جان مادر؟من که مردم از چشم انتظاری...خسته نشدی از بازی با فرشته ها..من دلتنگ توام، دلتنگ بوی تنت دلتنگ ب اغوش کشیدنت تو دلتنگ من نیستی جان مادر؟روزها موهای طلاییت رو شونه میکنم ناخن هاتو لاک میزنم  بعد پشیمون میشمو لاکت رو پاک میکنم صورت نازت رو ب جای وضو میشورمو کنار جانماز خودم برات جانماز پهن میکنم نمازم که تموم میشه سرم رو برمیگردونم تا بهت لبخند بزنم اما میبینم همه اونا خیال بود،یه خیال خوش...شب هایی که خوابت رو میبینم دلم نمیخواد هیچوقت بیدار بشم اما بیدار میشم و دوباره روی خودم آوار میشم ...بسه دیگه چشم انتظاری بیا مادر بیا😭😭😭😭
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حس ششمم خوبه

shana17 | 37 ثانیه پیش

ایمان

triew | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792