سلام
من یک دهه شصتی هستم که مادرم خیلی از ما مراقبت میکرد
خیلی بهمون هشدار میداد
مخصوصا یکی از مردای فامیل که خونه ی اونا میگفت اصلا از کنار من تکون نخورید.ما همیشه به حرفش گوش میدادیم تا وقتی که اون اتفاق داشت میفتاد کاملا آگاه بودم
اون موقع کلاس پنجم بودم سال ۷۴ ۷۵