امروز به پدرشوهرم میگفتم امروز آش دوغ خوردیم بعد اون متوجه نمیشد چی میگم بعد دو سه بار حالا متوجه شد بعدم خندیدیم کلا بعد اومدیم خونمون شوهرم مسخرم میکنه میگه آش دول میگفتی 😒گفتم نخیر من درس میگفتم اون متوجه نمیشد بعد گفت نه کلا یجوری حرف میزنی آدم نمیفهمع چی میگی فلان کلی اعتماد به نفسم تخریب شد بخدا مگه من حرف زدنم چسه واقعا نمیدونم آدمی نیستم الکی زیاد حرف بزنم پیش غریبه ها کم حرفم کلا
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
خدایا «حیات» ما رو چنان قرار بده ک در « ممات»ما «مردم» اندوهگین و«هرزهگان»شادمان شوند. وهذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان! من هموطنانی در ترکیه ،سوریه،یمن،امریکا،فلسطین،عراق ،فرانسه ،لبنان و... دارم و بیگانگانی در شهرهای ایرانم 💔همین قدر تلخ💔.
برادرشوهر منم بهم گفت بااین رنگ و رخت دنبا سرم خراب شد هیچی نگفتم ولی پریدم به سوهرم که به کاکات چه که رنگ و رخ من اینجوریه درصورتی که من با کیم نیست یه چهره خیلی معمولی دارم بوست گندمی که با یه رژ ساده کلی تِییر میکنه
رسما منو مسخره کرد من چیزی نگفتم که خب ادم ممکنه بعضا متوحه نشه یا چیزیو اصلا اشتباه بگه
باشه، خواسته با مسخره کردن تو ایراد پدرشو پوشش بده، بهترین کار اینه که خودتو بزنی به اون راه که مثلا حرفشو قبول داری، الکی بگی آره زبونم نچرخید تا غرورش بیش از این خدشه دار نشه