پسرم که مادرشوهرم برده یزد ده ساعت فاصله ،امروز با التماس ویدیو کال گرفتم بچم خیلی گرفته و ناراحته قشنگ میفهمه حالم خیلی بده از طرفی ناراحتم که دورم و چندساعته دارم گریه میکنم از طرفی خوشحالم که تونستم ببینمش ولی دلم تنگ شده پسرم اصلا با شوهرم صمیمی نیست از پدر شوهرم خیلی میترسه حتی از شوهرم میترسه اصلا سمتش نمیره مادرشوهرمم خودش پسر بچه داره پسرش اذیتش میکنه بچه منو خلاصه اونجا در غ
عذابه خیلی ناراحتم سه شنبه احتمالا بر میگردن اون موقع میبینمش فقط نگید چیشده تو تاپیکای قبلیم هست توان توضیح ندارم چطوری یه هفته دیگه دوام بیارم دیونه شدم تو تنهایی بچم۲سال و نیمشه